تبليغاتX
bebegol
private

اختلالات قاعدگي و بهداشت دوران قاعدگي

( ويژه دختران و بانوان)

قاعدگي چيست؟

 

   قاعدگي يا عادت ماهانه كه به آن پريود، (قاعدگي) رگل و حيض هم مي‌گويند به خونريزي دوره‌اي رحم كه در واقع خروج خون و قطعات ريزش يافته داخلي رحم مي‌باشد، گفته مي‌شود.

چرا قاعدگي اتفاق مي‌افتد؟

   مغز با ترشح هورمون‌هاي خاصي روي تخمدانها اثر گذاشته و از تخمدانها هورمونهايي ترشح مي‌شوند كه روي سلولهاي رحم اثر مي‌گذارند و آن را براي حاملگي آماده مي‌كنند. اگر فرد حامله نشود ميزان اين هورمونها كم شده و سلولهاي داخل رحم ريزش مي‌كنند. و قاعدگي اتفاق مي‌افتد.

فواصل قاعدگي:

   فاصله بين دو قاعدگي در افراد مختلف و همچنين در يك فرد ثابت نيست. معمولاً فاصله طبيعي بين شروع يك قاعدگي تا شروع قاعدگي بعدي 28 روز است اما فقط در تعداد كمي از زنان اين فاصله كاملاً منظم است.

   فاصله بين دو قاعدگي تحت تاثير عوامل زيادي مانند اضطراب و نگراني، تغييرات فصلي و آب و هوا، تغيير محيط زندگي و تغذيه قرار دارد. اما به طور كلي فاصله بين دو قاعدگي بين 21 تا 35 روز طبيعي است.

طول مدت قاعدگي:

   خون قاعدگي به تدريج و طي 3 تا 8 روز از بدن خارج مي‌شود، مقدار خونريزي در هر بار 30 تا 80 ميلي‌ليتر است و به طور متوسط و بطور طبيعي روزانه 3 تا 5 نوار‌بهداشتي استفاده مي‌شود.

 سن شروع قاعدگي:

 

   سن شروع قاعدگي معمولاً حدود 11 تا 13 سالگي است. اگر قاعدگي قبل از 9 سالگي يا پس از 16 سالگي ظاهر شود بايد به پزشك مراجعه شود. در 1 تا 2 سال اول پس از شروع، وجود بي‌نظمي در قاعدگي امري طبيعي است كه بعد به تدريج منظم مي‌شود.

قاعدگي دردناك (ديسمنوره)

   قاعدگي دردناك يكي از شايعترين مشكلات زنان محسوب مي‌شود. بيش از نيمي از زنان در هنگام قاعدگي دچار درد مي‌شوند و حدود يك‌درصد آنها به مدت 1 تا 3 روز توانايي انجام فعاليتهاي روزمره را ندارند.

نوع و محل درد قاعدگي:

   درد معمولاً در محل كمر و زير شكم و پهلوها ظاهر مي‌شود و به صورت قولنجي است، يعني شدت آن كم و زياد مي‌شود. درد در روز اول شديد است و به تدريج كاهش مي‌يابد. دردگاهي با تهوع، استفراغ، ضعف، خستگي و سردرد همراه است. درد قاعدگي ممكن است در همه دوره‌هاي خونريزي يا فقط در بعضي از دوره‌ها اتفاق بيافتد.

   قاعدگي دردناك معمولاً با افزايش سن و پس از ازدواج و زايمان كاهش مي‌يابد.

 اقدامات مفيد جهت كاهش و رفع درد قاعدگي:

1. ماساژ شكم، كمر،‌ پهلوها و استفاده از حوله گرم يا كيسه آب‌گرم و پوشاندن لباس گرم.

2. خم شدن روي آرنج .و زانوها (به حالت چمباتمه)

3. انجام برخي نرمش‌ها و پياده‌روي و حمام كردن با آب گرم

4. استفاده از غذاهاي ساده و زود‌هضم و مقوي و پرهيز از غذاهاي نفاخ و سنگين
5. مصرف دم‌كرده‌هاي خانگي مانند بابونه، گل‌گاو‌زبان،‌چاي سبز و مايعات گرم مانند چاي كمرنگ
  • با تجويز پزشك مي‌توان از داروهايي جهت تسكين درد استفاده نمود. مثل استامينوفن، مفناميك‌اسيد و بروفن

  • ممكن است در مواردي كه درد شديد باشد پزشك قرصهاي پيشگيري از بارداري را تجويز كند.

 اختلالات (سندرم) قبل از قاعدگي:

   اكثر زنان چند روز قبل از شروع قاعدگي مسائلي را مانند افزايش وزن، ورم،‌سفتي و احساس درد در پستانها، علايم افسردگي، اضطراب و بي‌قراري را تجربه مي‌كنند.

   افزايش اشتها، ميل به غذاهاي خاص مثل شيريني‌جات، خستگي، بي‌حالي، اشكال در تمركز حواس،‌يبوست، بي‌خوابي، و يا پرخوابي از علايم ديگر هستند.

   به مجموعه اين علايم اختلالات قبل از قاعدگي مي‌گويند كه شديد شدن آنها، سندرم قبل از قاعدگي را بوجود مي‌آورد.

   در واقع اين سندرم به صورت تكرار برخي علائم جسمي و رواني قبل از عادت ماهانه است كه بعد از قاعدگي كاملاً از بين مي‌روند.

   اين علائم ممكن است خفيف، متوسط يا شديد باشند در برخي موارد علايم به قدري شدت دارند كه در روابط اين افراد با ديگران اختلال ايجاد مي‌شود سن شايع بروز اين بين 20 تا 40 سالگي است . بيشترين شدت علائم در طي 5 روز قبل از از قاعدگي است و با شروع قاعدگي شدت علائم ناگهان كاهش و طي 3 تا 4 روز بعد از شروع قاعدگي از بين مي‌روند.

   علائم خلقي و رفتاري از شايعترين علايم همراه با سندرم قبل از قاعدگي هستند كه شامل بي‌قراري، افسردگي، اضطراب و بي‌ثباتي خلق و رفتار مي‌باشند.

 درمان سندرم قبل از قاعدگي:

   به علت تنوع علايم، درمان يكسان و ثابتي جهت اين بيماري وجود ندارد. ولي انجام اقدامات زير مفيد مي‌باشند.

روان درماني:

   جهت درمان علايم رفتاري و خلقي سندرم قبل از قاعدگي روان‌درماني مفيد مي‌باشند.


ورزش:

   ورزش باعث كاهش علايم پستاني، ورم و شكايات جسمي مي‌شود و حتي مي‌تواند در بهبود علائم روحي مثل افسردگي و اضطراب مؤثر باشد.

تغذيه:

   كاهش مصرف قند و شيريني و استفاده از مواد غذايي حاوي پروتئين (مانند حبوبات، گوشت مرغ و ماهي) سبزيجات و ميوه‌جات در بعضي از بيماران مفيد واقع مي‌شود. افزايش تعداد وعده‌هاي غذايي و كاهش حجم غذا در هر وعده نقش مهمي در كاهش علايم دارد.

   در افراد مبتلا به اين بيماري مصرف نمك نيز بايد همانند مواد قندي محدود شود كاهش مصرف چاي و قهوه نيز در بهبود علايم اين افراد نقش دارد.

   در مواردي كه علايم شديد باشند ممكن است پزشك داروهاي خاصي را تجويز نمايد.

بهداشت دوران قاعدگي:

   به علت باز بودن دهانه رحم در دوران قاعدگي رعايت بهداشت فردي در اين دوران بسيار ضروري است و عدم رعايت بهداشت ممكن است باعث ايجاد عفونت و عوارضي مانند نازايي درآينده گردد.

   چون خون محيط مناسبي براي رشد انواع ميكروبها مي‌باشد علاوه بر ايجاد عفونت باعث ايجاد بوي ناخوشايند مي‌گردد.

   در دوران قاعدگي تا حدامكان از نواربهداشتي استفاده كنيد و نوارها را به فواصل كوتاه و حداقل هر 3 تا 4 ساعت عوض نماييد.

   هنگام تعويض نوار‌بهداشتي به خاطر داشته باشيد كه نوار بهداشتي آلوده را در كاغذ يا روزنامه باطله پيچيده در يك نايلون گذاشته و آن را در سطل زباله بيندازيد.

   اگر امكان استفاده از نواربهداشتي براي شما وجود ندارد مي‌توانيد از پارچه‌هاي نخي استفاده كنيد و پس از مصرف بلافاصله با آب سرد و صابون شسته و در آفتاب خشك كنيد .و بهتر است اتو نماييد.از پنبه و دستمال كاغذي به تنهايي استفاده نكنيد زيرا ممكن است الياف آنها جذب شود.

   مي‌توان پنبه يا دستمال كاغذي را در گاز استريل قرار داده و استفاده نمود.

 حمام كردن در دوران قاعدگي:

 

   در روزهاي عادت ماهانه و هنگام خونريزي، حمام كردن روزانه نه تنها ضرري ندارد بلكه ضروري نيز مي‌باشد و باعث از بين رفتن بوي ناخوشايند بدن و رفع خستگي و كسالت مي‌گردد.

   توجه داشته باشيد كه در هنگام استحمام، از نشستن در كف حمام خودداري كنيد و به شكل ايستاده حمام كنيد.

 ورزش در دوران قاعدگي:

 

   در دوران قاعدگي ورزش بخصوص ورزش‌هاي سبك نه تنها معني ندارد بلكه سبب نشاط، سلامت جسمي و رواني فرد مي‌شود.

   انجام برخي ورزش‌هاي سبك در دوران قبل از  قاعدگي تا حدودي مشكلات جسمي و رواني اين دوره را تسكين مي‌دهد.

   بنابراين در اين دوران استراحت مطلق و ماندن در رختخواب ضرورتي ندارد و فرد مي‌تواند كارهاي روزانه خود را انجام دهد.

 مسايل شرعي در دوران قاعدگي:

   نزديكي كردن در روزهاي خونريزي علاوه بر اينكه از نظر شرعي منع شده است ممكن است باعث ايجاد عفونتهاي دستگاه تناسلي شود. بنابراين از انجام نزديكي در روزهاي خونريزي بايد جداً اجتناب كرد.

   پس از پايان خونريزي بايستي براي نماز، روزه و ساير اعمال شرعي كه به طهارت نياز است غسل نمود.

   براي آگاهي در مورد انواع غسل و نحوه انجام آن و احكام غسل به رساله مراجع تقليد مراجعه كنيد.

مرکز بهداشت استان فارس - واحد بهداشت خانواده - طرح امنيت غذا و تغذيه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 خرداد1385ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط reza  | 

گل صحرا 
ترانه بني يعقوب

۰۵ تير ۱۳۸۴


"عمل ختنه روي صد و سي ميليون زن و دختر در جهان انجام شده است و دست كم هر ساله دو ميليون دختر در معرض خطر قرباني شدن قرار دارند يعني روزي شش هزار دختر.اين كار معمولاً درشرايط كاملاً ابتدايي به وسيله قابله يا زني دهاتي انجام مي شود. از هيچ داروي بيهوشي استفاده نمي شود و دختران با هر ابزاري كه در دسترس باشد مانند تيغ ريش تراشي، چاقو، قيچي، شيشه شكسته، سنگ نوك تيز و در بعضي مناطق با دندان بريده مي شوند...."

ترانه بني يعقوب
Baniyaghub@yahoo.com

گل صحرا داستان زندگي واريس دبري است، زني كه يك مدل بين المللي معروف و در عين حال سخنگوي حقوق زنان در آفريقاست.
واريس وقتي دوازده سال بيش تر نداشت، از زندگي كوچ نشيني صحرايي فرار كرد. چون پدرش در مقابل پنج شتر، ترتيب ازدواجش با مرد شصت ساله اي را داده بود او از صحراي سخت سومالي مي گذرد و به لندن جايي كه به وسيله عكاسي انگليسي كشف مي شود، سفر مي كند. اما با خود خاطرات ناگوار و درد و رنج واقعي سنتي كهن را به همراه مي برد: " ختنه، وقتي كه او فقط پنج سال داشت، ختنه شده است." بخش هاي اول اين كتاب به داستان فرار او از صحراي سومالي و دوران كودكي و زندگي كوچ نشيني اش به ويژه در نگهداري از حيوانات مي گذرد.
اما بخش بعدي اين كتاب كه عنوان "آغاز زنانگي" را دارد از تكان دهنده ترين بخش هاي اين كتاب است. و به موضوع ختنه شدن زنان در سومالي اختصاص دارد.
اعتقاد عمومي در سومالي اين است كه چيز هاي بدي ميان ران هاي دختران وجود دارد كه ناپاك و نجس است و بايد از ميان برداشته شود و جاي آنها دوخته شود و فقط اثر زخمي در محلي كه اندام هاي جنسي بوده اند باقي گذاشته شود اما جزئيات واقعي اين آئين همواره براي زنان به صورت معما باقي مي ماند وبراي دختران شرح داده نمي شود. در اين بخش از كتاب واريس از تجربه وحشتناك ختنه شدن خود مي گويد:" ديدم كه زن كولي، زني كه دهاتي بود براي اين كار آماده مي شود او با روسري رنگارنگي كه دورسرش بسته بود و لباس روشن كتاني، شبيه ديگر زنان پير سوماليايي بود به استثناي اين كه لبخندي بر لبش نبود و با خشكي و خشونت به من نگاه مي كرد او نگاهي مرده در چشمهايش بود. بعد كيفي قديمي را كه مثل فرش بافته شده بود زير و رو كرد. چشم هايم رويش خيره شده بود، چون مي خواستم بدانم با چه وسيله اي مرا خواهد بريد.
انتظار كاردي بزرگ داشتم اما به جاي آن كسي كه كتاني كوچكي از درون كيفش درآورد با انگشتان درازش ته كيسه را جستجو كرد و تيغي شكسته از آن بيرون آورد و زير و روي آن را آزمايش كرد.
حالا خورشيد اندكي بالا آمده بود. نور به قدر كافي وجود داشت و مي شد رنگ ها و نه جزئيات را تشخيص داد. با اين حال خون خشك شده را روي لبه دندانه دار تيغ مي ديدم. زن به آن تف كرد و بعد با لباسش پاكش كرد. وقتي او تيغ را تميز مي كرد. دنيا در برابرم تاريك شد، زيرا مادرم شالي را به عنوان چشم بند روي چشم هايم بست.
چيزي كه بعداً حس كردم اين بود كه گوشت اندام هاي جنسي ام بريده مي شدند.
در اينجا واريس مي گويد: وقتي كه گذشته را به ياد مي آورم واقعاً نمي توانم باور كنم چنين اتفاقي برايم افتاده باشد. مثل اين است كه درباره آدم ديگري حرف مي زنم به هيچ وجه نمي توانم تشريح كنم كه چه بر من گذشته است.
او در اين باره مي گويد: مانند اين است كه كسي گوشت ران تان را ورقه ورقه كند يا بازويتان را ببرد. فقط فرقش آن است كه اين قسمت حساس ترين بخش بدن شماست.
فصل هاي بعدي اين كتاب به سفر واريس به لندن و چگونگي كار و فعاليت او به ويژه زندگي حرفه اي اش به عنوان يك مانكن مي پردازد اما هميشه موضوع ختنه شدن همچون داغي بر پيشاني اش باقي ماند و در طول زندگي آزارش مي دهد و تبعات ناشي از آن همچون پريودهاي دردناك و سختي در ادرار كردن همواره آزارش مي دهد.
او وقتي خود را متفاوت با زنان غربي مي بيند بيشتر از مثله شدنش غمگين مي شود.
اما وي هر چه بيش تر پا به سن مي گذارد و با تجربه تر مي شود بيش تر مي فهمد كه تنها نيست و مشكلات جسماني يي كه از زمان ختنه شدنش گريبان گيرش شده است ميليون ها زن و دختر را در سراسر دنيا دچار خود كرده است آنهم به خاطر سنتي كه مبتني بر ناآگاهي است بيش تر زنان قاره آفريقا زندگي شان را با درد و رنج مي گذرانند. چه كسي به زناني كه نه پول دارند و نه قدرت كمك خواهد كرد. در اينجاست كه واريس تصميم مي گيرد به جاي دختراني كه صدايي ندارند حرف بزند.
از اين پس واريس درباره ختنه شدنش صحبت مي كند ابتدا به اين دليل كه اين موضوع او را عميقاً آزار داده است و علاوه برمشكلات جسمي هيچگاه نتوانسته است به لذت رابطه جنسي پي ببرد. و دليل ديگراينكه حالا به عنوان زني بالغ از كشورش مي تواند كاري بكند به جاي تمامي زنان كشورش كه سكوت كرده اند.
امروز واريس به عنوان سفير سازمان ملل در راه توقف ختنه زنان جهان فعاليت مي كند.
طبق برآورد سازمان ملل عمل ختنه روي صد و سي ميليون زن و دختر در جهان انجام شده است و دست كم هر ساله دو ميليون دختر در معرض خطر قرباني شدن قرار دارند يعني روزي شش هزار دختر.
اين كار معمولاً درشرايط كاملاً ابتدايي به وسيله قابله يا زني دهاتي انجام مي شود. از هيچ داروي بيهوشي استفاده نمي شود و دختران با هر ابزاري كه در دسترس باشد مانند تيغ ريش تراشي، چاقو، قيچي، شيشه شكسته، سنگ نوك تيز و در بعضي مناطق با دندان بريده مي شوند. مراحل عمل از نظر خشونت بر حسب موقعيت جغرافيايي و روال فرهنگ نوسان پيدا مي كند كم ترين صدمه اين است كه لبه كليتورس بريده مي شود تا براي تمام عمر مانع لذت جنسي زنان شوند.
واريس ديري اكنون با دكتر "نفيس صديق" مدير اجرايي صندوق جمعيت سازمان ملل كه از اولين زناني است كه مبارزه عليه ختنه را پيش گرفته همكاري دارد و به زودي به آفريقا بر مي گردد تا داستان زندگي خود را بازگو كند و با اين سنت دست و پا گير و بي معناي چهار هزار ساله فرهنگ آفريقايي مبارزه كند.
گل صحرا نوشته واريس ديري و كاتلن ميلر توسط شهلا فيلسوفي و خورشيد نجفي ترجمه و در سال 1383توسط نشر چشمه به چاپ رسيده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط reza  | 

ختنه دختران ممنوع است

ختنه كردن دختران در واقع ناقص كردن بدن است و مىتواند منجر به عفونت، نازائى، دردهاى مادام العمر، ناراحتيهاى روحى و بسيارى از مشكلات بهداشتى ديگر شود. لذا ختنه كردن دختران ممنوع است و مجازات دارد.

ختنه كردن پسران نيز بر طبق مقررات خاصى است. از پزشك خود سؤال كنيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط reza  | 

پرده بكارت؛ باشد يانباشد؟


پرده بكارت چیست؛ وجود/عدم آن دلالت بر چیست
ظاهراً چنین رایج است، كه غالباً 99.9% مردم به غلط گمان دارند كه انگاری «پرده بكارت» عضو یا سازه «بابهشت» زن است. این در حالیست كه با یك مشاهده ساده اما دقیق بخوبی می‌توان در‌‌یافت كه پرده بكارت جزو ”مَلبان“ «سكس-ابزار» آنهاست و بنابراین ارگانیست كه كاملاً خارج از اندام بابهشت قرار گرفته است. این پرده دارای بافتی گوشتی نسبتاً كشسان است كه آنهم به شكلی ناقص و الاستیك جلوی «سوراخ بابهشت» برخی از دختران و زنان را، مثل تار عنكبوت كه دهانه غاری را به ظاهر مسدود میكند، می‌پوشاند. در برخی از فرهنگ ها آنرا ”گیلاس دختر“ نیز نامیده اند، كما‌ اینكه ما و البتّه بسیاری از ملل دیگر به آن عنوان «پرده بكارت» داده‌ایـم؛ یك اسم كاملاً بی مسمّاــ البّته.در مراحل آغاز رشد جنینی، اصلاً بابهشت طفل سوراخی ندارد. باری، آن لایه از بافتی كه در این مرحله كاملاً راه بابهشت را مسدود كرده، تقریباً كمی قبل از تولّد دختر بطور ناقصی تقسیم شده، پیوستگی و یكپارچگی خود را از دست می‌دهد. اندازه و شكلِ گسست و پارگی پرده بكارت در هر دختری نسبت به دیگری فرق میكند. دخترانی هستند كه حتی در بطن مادر خود، بطوركلی این بافت را از دست میدهند، آنهم به این علت ساده كه «لبان» سكس-ابزار آنها اعمّ از كوچك و بزرگ؛ همچون گلی، كاملاً از همدیگر شكفته شده و رشد یافته و البته به نحوی متقارن و زیبا شكافته شده است. گاه در مورد برخی از دختران بدشانس چنان است كه پرده بكارت آنها همچنان پس از تولّد نیز جلوی ورودی بابهشت آنها را سد كرده است، كه در این صورت می‌بایست توسط پزشك مربوطه و والدین دختر چك شده و در صورت لزوم این مسدودیت را اگر نه به طوركامل، بلكه به شكلی ناقص از میان بردارند. چرا كه بعدها و در سنّ بلوغ خونروش ماهانه او به علّت همین مسدودیّت مختل خواهد شد و باكتریهای مضّر در خون حیض ممكن است فرد را به شوك مرگ دچار كند.نكته:اگر خروج خون حیض از بابهشت دختر به بیرون از بدنش به راحتی صورت نگیرد، آنگاه دچار درد شدید و دلـمه،Cramping، شدن خون در نخستین موارد از پریُد خود می‌شود.بافت لبان، مَلبان و كِلبان، معمولاً تا قبل از سن بلوغ بسیار نازك و لطیف است. بنابراین طبیعی است هرگونه كشش یا انبساطی كه به این بافت وارد شود، به احتمال زیاد موجب آن می‌شود كه پرده بكارت را كش داده، آنرا نازك و نازكتر كند و یا اصلاً آنرا، آنهم در نقاطی از آن، پاره نماید. از همین روست كه بسیاری از دختران بالغ و نابالغ در اثر برخی حركات فیزیكی نظیر ورزش، اسب سواری، دوچرخه سواری، استفاده از تامپون و یا استشهاد، پرده بكارت خود را یا بشدت نازك نموده و یا اصلاً به كلی از دست میدهند. یك دختر ممكن است هرگز متوجه نشود كه كی، كجا و تحت چه شرایطی بكارت خود را از دست داده است؛ چرا كه ممكن است این حادثه كاملاً بدون خونریزی و یا درد اتفاق افتاده باشد. گاه نیز چنین است كه «اِزالت بكارت» یك دختر در زمانی حادث شود كه مطلقاً، به علّت جوانی و ناآگاهی وی نسبت به كاركرد اندام جنسی خود، ولو با مختصر خون و درد هم كه باشد، توجهی از جانب او بدان حاصل نشده باشد.بود و نبود یا صحیحتر بگیم زایل شدن نسبی یا كامل پرده بكارت به هیچ وجه دلیل بر این نمی‌شود كه به بابهشت او دخول(Intercourse) شده است و یا نه. من اتّفاقاً دوستی دارم با شوهر و دو بچّه كه همین چند وقت پیش به من میگفت كه همچنان گاه پرده بكارتش در حین دخول مایه دردسر میشود. هیچ فردی نمی‌تواند صرفاً با تست و مشاهده فیزیكی، دریابد كه آیا زن یا دختر با مردی یك نوع آمیزش و همخوابگیِ منجر به دخول داشته است. تنها 50% از زنان و دختران جوان در اثر دخول دچار خونریزی (آنهم ناچیز و برای بار اوّل) می‌شوند. بنابر این ملافه سفید آغشته به خون اصلاً هیچ ملاك قابل اعتمادی برای بكارت یك دختر یا زن جوان نمی‌باشد. جالب اینجاست كه این پرده نزد شماری از زنان به دفعات بسیار و به تدریج زایل شده، تا اینكه روزی و فقط ”بلكه“ بصورت كامل هم از بین برود. شایان ذكر است كه پرده بكارت برخی دیگر از زنان آنچنان كشسان است كه حتی در صورت دخول آلت مرد به بابهشت آنها، آنهم به طور كامل و عمیق، نیز گسسته نمی‌شود و آنچنان كش می‌آید كه گویی نقش یك كاندوم را ایفا می‌نماید! البته این‌حالت اخیر هنگامی رخ میدهد كه زن یا دختر مذبور سالیان دراز قبل از امر دخول، بتدریج و با انگشت خود، آنهم با عمل استشهاد، پرده بكارت خود را نازك و كشسان كرده باشد؛ بطوریكه حتی بر اثر همخوابی منجر به پارگی نشده و به رغم آن دخول همچون ”مریم باكره“ در نزد اوّلین شوهرش قدیس و پاك جلوه كند. ای وای از حماقتها و بلاغتهای ما مردان كه بر هیچ كاخ بنا می‌كنیم! شما خود بخوان حدیث مفصل ز این مجمل...مردان ایرانی را نصیحتی كنم و این بخش را نیز به پایان رسانم: «عزیزان من! ”بكارت“ قبل از آنكه یك پدیده ظاهری، گوشتی و خون آلود صرف و فیزیكی بوده باشد، اصولاً امری است مربوط به روانشناسی‌؛ و ارزشهای شخصی و اخلاقی یك زن؛ همین و بس...»اولاً، ما مردها به صرف اینكه یك تست مضحك و سنّتی و فاقد یك نتیجه مشخّص، آنهم بدون هیچگونه نتیجه روشن و یقینی با توجه به گفتار بالا، در مورد خود ما در كار نیست؛ آنگاه باید خود را محق بدانیم كه با زیر پا گذاشتن وجدان ـــ كه اصل بنیادینش خواستن و نخواستن یك چیز و یا یك امر برای خود و همه یا هیچ است ـــ خویش، زن مورد نظر خود را باكره بخواهیم و دیگر هیچگونه توجّهی به شخصیّت و خصوصیّات دیگر او نداشته باشیم؟!به همه مقدّسات عالم قسم كه برای یك دختر ناباكره تقلّب دو قطره خون و ریختن به زیر بدن خود در حین سكس با شما مردان ساده لوح از آب خوردن هم ساده تر است! اصلاً امروزه در كویت، دخترانی كه سالها با داشتن انواع دوستان پسر، آنوقت كه در غرب مثلاً در حال تحصیل بودند، از همان حقّ و سائق طبیعی خود نظیر ما مردان استفاده و لذّت میبردند ظرف یك عمل ساده و ارزان سه دقیقه‌ای، خود را در هنگام رفتن به خانه بخت ”مریم مقدس “ جا می‌زنند. منتها باید گفت كه خاك بر سر آن شوهر كه از همان ابتدا به جای راستی و صداقت طالب دو قطره خون بی‌ارزش از زنش می‌باشد و یا نسبت به گذشته خود فراموشكار و در باب زندگی خصوصی و گذشته به اصطلاح همسر آینده خود به طرز غیر قابل تحمّلی فضول میشود. پس، خلایق را هر چه لایق ــ چنان مردی را با «بكارت بخیه ای» باید سرش را آنهم تا آلتش كُلاه گذاشت. !ثانیاً، اگر زنی واقعاً باكره، بنا به تعریف عرفی، هم باشد، تازه باز هم معلوم نمی‌شود كه با مردی آمیزش،سكس، داشته است یا نه. اصلاً بگذارید حساب حالتون رو بگیرم؛ تعریف آمیزش نزد ما مردان و بلكه زنان چیست ...؟!؟آیا وطی، Anal، یا دخول به مكون زن است، آیا عشقبازی زن با مردان بسیار، اما بدون دخول است، آیا عشقبازی زن با زنان دیگر و یا با خودش است، آیا «آمیزش دهانی» است، آیا ماساژ یك زن و فرو نمودن انگشت در بابهشت او توسط یك مرد و زن دیگر است، آیا . . . . . است؟!حال چگونه و با چه علامتی می‌توان به این رازهای خصوصی یك زن پی برد؛ به جز اعتماد به خود او و شخصیّتش ...؟! بنابراین، می‌بینید كه محال است. پس به حكم عقل مدرن، امر و نهی به امر محال نه صواب است و نه عملی و این را هم بگم كه اخلاق در قلمرو «طاقت و تحقّق و فعلیّت» است و از همینرو موضوع «فلسفه عملی» است و نه حوزه گَل و گُشاد مفروضات و نظریه پردازیهای آزاد ذهن و به اصطلاح «فلسفه نظری». بنابراین دنبال «بكارت زن» رفتن نه تنها آب ره به تركستان میبرد بلكه بیهوده‌تر اینكه در نهایت هیچ علامتی را دالّ بر اختلاط آمیزشی، سكسی، و یا عدم آن در گذشته یك زن چه با خودش و چه با مردان و یا زنان دیگر به شما یكی جناب «فضول-خان» نمیدهد! باور كنید كه «زنان» خیلی پیچیده تر از آنند كه حتی خود به آن واقف بوده باشند تا چه رسد به دقّت و فهم و شعور ما مردان زمخت و گاه بی سلیقه نسبت به طبیعت بس غامض و در همانحال زیبای آنها. اصلاً هدف «فلسفه نظری» ما از تأسیس این سایت در یك تركیب ساده خلاصه میشود: ”زن-شناسی“؛ همین. ثالثاً، اگر شما نتوانید به گفته همسر آینده خود اعتماد كرده، داستان او را نسبت به گذشته خودش در روابطش یا عدم آن با دیگران بپذیرید، دیگر چرا اصلاً خود را به زحمت همسری، آنهم برای یك عمر، با چنین فردی دچار كنید...؟! اصلاً این عین حماقت است. بگذریم كه این قصّه سر درازی دارد، و ما مردان تا عاقل بشویم دهه‌ها ، اگرنه قرنها، لازم است؛ بخصوص با این شرایط فرهنگی حاكم بر كشورمان و بلكه كل این جهان بدتركیب ...این نكته را هم بگویم كه پرده بكارت همینطوری به صرف داخل كردن/شدن چیزی در آن زایل نمی‌شود؛ بلكه درست به اندازه بزرگی همان شیء داخل شده، احیاناً كش آمده نازك و یا زایل می‌شود؛ همین ‌و بس. مثلاً اگر یك دختر تازه بالغ دو انگشتش را در بابهشت خود فرو برد، باز هم به احتمال زیاد در هنگام اولین همخوابگی وآمیزش بسادگی ممكن است دچاره زایل شدن هرچه بیشتر مابقی پرده بكارتش شده و چند قطره خونی از وی بچكد. برخی از زنان، آنهم پس از سالها همبستری با شوهرانشان و یا حتی مردانی چند، باز هم و در هر مورد به علت پایداری و ضخامت زیاد پرده بكارتشان، پی‌در‌پی در هر مورد از دخول، چند قطره‌ای خون به خود می‌بینند. بزرگی قطر و قامت چُل مردان به علاوه مكانیك آمیزش آنها با زنان از یكدیگر متفاوت است؛ بنابراین ممكن است زنی در اثر دخول با یك مرد دچار خونریزی شود، اما با مردی دیگر نه. حتی حالاتیكه، positions، و زن و مرد با یكدیگر همخوابگی می كنند، ممكن است در كش یافتن و یا ضایع شدن هر چه بیشتر پرده بكارت زن اثر داشته باشد. بطور كلی می‌توان گفت كه این پرده به نحوی نسبتاً كامل، آنهم صرفاً در اكثر موارد به طور آماری و نه قطعی، پس از آنكه زن صاحب نخستین فرزندش شد، زایل می‌شود.”سكس“ یك حق و سائق طبیعی «زن» است پس با دُم شیر بازی نكنید و بیهوده عرض خود نبرید. اینهم نه صرفاً «نصیحت» ماست به شما ”مردان“ بلكه یك پیشنهاد مناسب، آنهم مبتنی بر «عقلانیّت مدرن» است
+ نوشته شده در  جمعه 12 خرداد1385ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط reza  | 

شب زفاف ومسائل مربوط به آن

شب زفاف ومسائل مربوط به آن
شب زفاف ومسائل مربوط به آنشب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب رو تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد.
منظور ما در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه میکنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد .ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند.همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است . این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت .اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :1- درد به علت پارگی پرده بکارت . این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است . این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .2- درد به علت دخول این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :1- معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم2- استفاده از ژل لوبریکانت3- بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.4- دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد5- درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمیشود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید.تا 3 روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود؛
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط reza  | 

ترس ازاولین مقاربت درخانم ها

http://www.pjensi.blogspot.com از اولین مقاربت در دختر خانمها
متاسفانه اين هراس در بسياري از دختران جوان ديده ميشود . در جامعه ما به علت حالت مردسالاري بسياري از آقايان قدرت جنسي و مردانگي خود را در به كار بردن خشن آلت خود بدون هيچ مقدمه و پيش نوازي ميدانند و بسياري حتي سکس دهانی اندام تناسلی زن را مايه كسر شان خود ميدانند كه اين خود اولا مشكلاتي در رسيدن خانومها به ارگاسم ايجاد نموده و نيزاكثريت قريب به اتفاق آنها از دخول ميترسند . اين هراس اول از همه باعث ايجاد واژينيسم يا گرفتگي غير ارادي عضلات رانها و مهبل و ممانعت از دخول ميشوند كه واقعا درمان آن بسيار مشكل بوده و ممكن است به جدايي منتهي گردد. پس بر همه جوانان الزامي ست كه قبل از ازدواج از حالت نرمال خود اطمينان حاصل نموده و سپس پاي به زندگي مشترك گذارند . مرداني كه استمنا مي كنند بايد آن را ترك گفته و تا بروز اولين احتلام ( انزال در خواب ) حق ازدواج ندارند. همچنين مرداني كه دچار مشکلات نعوظ هستند بايد تحت درمان واقع شوند .در مورد زنان هم كساني كه از سكس نفرت دارند و يا مي هراسند تا زايل شدن اين احساس منفي حق ازدواج ندارند . در درمان اين حالت در روان سكس تراپي زوج درماني را داريم كه بايد در حضور هر دو اين امر انجام شود و حتما بايد زن از اين حالت خود براي شريك جنسي و مرد خود بازگو كند تا اولا پيش نوازي ها افزايش يابد و ثانبا از هر گونه خشونتي امتناع كند . البته در عده اي از دختر ها به علت مشكلات خاص هورموني در حقيقت نارضايتي جنسيتي رخ ميدهد كه در اين حالت فرد خود را مرد حس مي كند و از سكس توسط يك مرد احساس انزجار دارد كه صد البته اين افراد بهتر است زن بگيرند تا شوهر كنند ! معمولا اين هراسها تدبير مرد را مي طلبد كه نگراني زن خود را از همان روز اول بيمورد برايش جلوه دهد و براي دخول تعجيل نكند . بارها گفته شده كه سكس در شب زفاف ممنوع است. به علت خستگيها و هيجانات شب اول ازدواج ممكن است تجربه تلخ اولين سكس ريشه ناسازگا ريها و اختلالات جنسي همچون بيزاري جنسي-اوج لذت بازداري شده و يا واژينيسم و مقاربت دردناك در زنان شود . پس اين را آقايون توجه كنند كه اولين سكس پايه و اساس روابط آتي يك زن است و اگر ناشيانه انجام گيرد ممكن است تا آخر عمر آن زن قادر به انجام سكس نشود . در مورد بيزاري جنسي يعني دچار ترس-اظطراب يا تنفر كردن در فرصت مهيا شده براي سكس فرد ممكن است نسبت به جنبه خاصي از تجربه جنسي متمر كز شود . مثلا ممكن است فرد نسبت به ترشحات آلتي حساس باشد . بيزاري جنسي هم يا مادام العمر است و يا اكتسابي باشد . نشانه هاي شناسايي اين افراد بدين قرار است : 1-عدم توجه به سر ووضع خود و ژوليده بودن 2-زود خوابيدن و مصرف مواد مخدر 3-غرق شدن در فعاليتهاي شغلي و اجتماعي و...به نحوي كه وقتي ازين افراد در مورد سكس سوال ميكني ميگويد وقتش را ندارم ! دسته بزرگي از اين افراد را مبتلايان به بيماري پانيك ( وحشتزدگي ) تشكيل ميدهند. از علل بوجود آورنده اين اختلال ميتوان موارد زير را بر شمرد : 1-مورد سو استفاده واقع شدن در دوران كودكي 2-زنا با محارم (سكس با خويشاوندان) 3- تجاوز به عنف در برخي مواقع هم برخي دختران تجربه يك سكس ناشيانه و درد آور دوست خود را شنيده و پس از آن ازين عمل احساس هراس و وحشت عجيبي مي كنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط reza  | 

آنها T.S هستند ، یعنی دوجنسه

چهارشنبه، 6 آبانماه 1383

روی جلد -

مينو ، نيما شده است. فرشاد ، ويدا
«همه دور هم جمع بوديم، من ، ساناز، هدي، نگار، آلاله، شيما، آزيتا، هستي و… » آنهايي كه فقط در شناسنامه نام‌هاي رسمي «محسن، ايمان، اشكان، كورش، بهزاد و جلال و… » را با خود يدك مي‌كشند!
وقتي پدر ومادرم با عمل تغيير جنسيتم موافقت كردند و ديگر مساله جدي شد، يكي از بچه‌ها رو به من كرد و گفت: خوش به حالت فرشاد… يه مدت ديگه مي‌شي « ويدا » خانم، اونوقت خودتي و خودت. ازدواج مي‌كني ، بچه دار مي‌شي… و بعد با بغض ادامه داده بود: «يك آدم مي‌شي…آدم! آدمي با هويت» خوش به حالت كه داري عمل مي‌كني و بالاخره به آرزويت مي‌رسي.
اما آنروز دلم مي‌خواست زمين دهان بازكند و من را در خود ببلعد… بعد … مثل الان كه دارم با شما حرف مي‌زنم، بغضم تركيد و هاي هاي گريه كردم، آخر همه ما يك درد مشتركيم!
اين‌ها را «فرشاد» مي‌گويد. فرشادي كه دست يك آدم ديگر را گرفته و با خود به مركز شبانه روزي بهزيستي آورده است.


«نيما» 23 ساله است، اما به تازگي مثل يك مرد در كوچه و خيابان ظاهر مي‌شود، اما هنوز هم شرم دخترانه زير نگاه‌هايش موج مي‌زند. بلوز و شلوار مردانه كرم رنگ پوشيده. موهاي كوتاه و خرمايي روشن دارد. خانه‌شان «كرج»‌است و قصه زندگي اش سر درازي دارد:
«نيما» ! الان براي چه به بهزيستي آمده اي؟
-چون يك بيماري « T.S» هستم، مثل فرشاد. الان بعد از يك ماه عمل جراحي و خوردن قرص و تزريق آمپول‌هاي مختلف بايد تحت مداوا قراربگيرم.
كي فهميدي كه مشكل داري؟
-از روزي كه خودم را شناختم.
پدر و مادرت براي عمل تغيير جنسيت مشكلي نداشتند؟
-خوب، قبول كنيد پذيرش اين مساله خيلي سخت است اما چون آنها آدم‌هاي تحصيل كرده‌اي هستند با اين امر كنار آمدند.
از دوره قبل از عمل برايمان بگو
دانشجو بودم. در يك خوابگاه دخترانه، اعصابم به هم ريخته بود. اصلاً‌تحمل رفتارهاي دختران را نداشتم. دوستش انگاري منتظر است بگويد به من كه او در آنجا نيز عاشق هم شده است!
پس عاشق هم شدي؟
-سر به زير مي اندازد، با ناخن‌هايش بازي مي‌كند و مي‌گويد: «بله. عاشق ميترا»
نام قبلي‌ات چه بود؟
مينو.
آيا «ميترا» فهميد كه تغيير جنسيت داده‌اي؟
-بله.
الان كجاست ؟
-الان با هم نامزد شده ايم!
ميترا بااين مساله مشكلي نداشت؟
نه! اصلاً ، دختر خوب و فهميده‌اي است.
خانواده‌اش چطور؟
به جز پدرش هيچ كدام مشكلي ندارند.
پدرش تو را ديده؟
-نه! هنوز زود است. بايد ريش و سبيل هم در بياورم تا نظر مساعد نهايي را بدهد.
چطور با « فرشاد» آشنا شدي؟
فرشاد ميان حرف‌هاي نيما مي‌آيد و مي‌گويد: در بيمارستان
بيمارستاني كه نيما را عمل كردند. اين بيمارستان ايرانشهر؟
-بله
چرا به بيمارستان رفته بودي؟
هميشه مي‌روم. مي‌روم تا بچه‌هايي را كه مثل خودم هستند از نزديك ببينم . آن روز به طور اتفاقي با «نيما» آشنا شدم.
ديگر چه كساني آنجا بودند؟
پدر و مادرش و «ميترا» . ميترا مثل ابر بهار مي‌گريست و از پشت پنجره «نيما» را عاشقانه نگاه مي‌كرد.
فرشاد خودت كجا زندگي مي كني و چند سال داري؟
24 سالم است و از « لنگرود »‌آمده‌ام.
چند تا دوست داري؟
كلاً هشت نفر. كه همه مثل خودم مشكل دارند.
سخت نيست تا اينجا مي‌آيي؟!
چرا .هيچ جايي براي ماندن ندارم ولي مجبورم براي پيدا كردن هويتم اين همه راه بيايم تا تهران.
آن روز وقتي « نيما‌»را ديدم بيشتر اميدوار شدم. با خانواده‌اش خيلي صميمي هستم، به پدرش گفتم : « اين دختره‌ «ميترا» واقعاً ‌عاشق بچه شماست، خدا در و تخته رو جور كرده، يك كاري بكنيد به هم برسند!»
(ادامه در هفته نامه تپش)

گزارش از شقایق آرمان

October 27, 2004 , 10:11 PM
+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1385ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط reza  | 

 
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران