خانواده سبز :اگر يك روز كه از خانه خارج ميشويد با دقت بيشتري به اطراف نگاه كنيد شايد شماهم يكي از آنها را ببينيد. هيچ فرق نميكند كه در كدام منطقه شهر باشيد. آنها متعلق به طبقه خاصي نيستند، ظاهر به خصوصي هم ندارند.
نبود آماري منطبق بر واقعيت از يك سو و مشاهده ملموس اين معضل اجتماعي در گوشه و كنار جامعه از سوي ديگر نگرانيهايي را براي خانوادهها پديد آورده است، اما چرا چنين پديدهاي به وجود ميآيد و راه مبارزه با آن چيست؟ انحرافات اجتماعي به ويژه انحرافات زنان سلامت و امنيت رواني ـ اجتماعي و حتي سياسي و اقتصادي جامعه را تهديد ميكند. از اين رو جامعه براي بقاء و پايداري خود بايد تدابير خاصي به منظور جلوگيري از انحرافات زنان بزهكار و اقداماتي جهت باز پروري آنها اتخاذ كند كه اين امر جز از طريق شناسايي عوامل زمينهساز و تشديد كننده اين معضل اجتماعي امكانپذير نيست. روسپيگري تنها متعلق به طبقه خاصي از جامعه نبوده و تحقيقات انجام شده نيز بيانگر اين واقعيت است كه عليرغم دخيل بودن عامل فقر و تنگناي اقتصادي اما در مواردي روسپيگري در ميان زنان طبقه مرفه جامعه نيز ديده ميشود. زنان روسپي در طبقه بالا و مرفه جامعه اين كار را نه تنها وسيلهاي براي ارضاي خواستههاي جنسي خويش ميدانند بلكه آن را نشانه متمدن بودن نيز دانسته و حتي به آن افتخار هم ميكنند، اما دليل عمده گرايش زنان طبقه پايين به خياباني شدن اغلب از روي فقر اقتصادي و به منظور امرار معاش است كه به هر حال در اين ميان عدهاي سود جو و فرصت طلب نيز اين امر را وسيلهاي براي استثمار اين زنان قرار داده و از اين طريق هستي آنها را به تباهي ميكشانند. برخي زنان به نشانه مقاومت و يا پاسخ به فقر به فحشا روي ميآورند. اين زنان معمولا فاقد تحصيلات و مهارتهايي هستند كه بتواند موفقيت آنها را در دستيابي به شغل مناسب تضمين كند. بيشتر آنها بيسوادند و يا تحصيلات بسيار كمي دارند. مهارتهاي كم، تحصيلات اندک، امكانات محدود اشتغال و وجود شرايط منفي احتمال سوق دادن برخي زنان را به سمت انحرافاتي چون فحشا و مصرف مواد مخدر افزايش ميدهد. مطالعات انجام شده بر روي زندگي برخي از زنان خياباني بيانگر وضعيت به مراتب سختتر زندگي اين زنان پس از ازدواج است. گويي تقدير اين زنان بر اين است كه نه در
خانه پدري روي خوشبختي را ببينند و نه در خانه همسر. گويي تنگدستي، نكبت و فلاكت دست خود را در دست هم ميگذارند تا بدبختي و درماندگي اين زنان را صد چندان كنند. و بدين سان يكي از دردناكترين فصول زندگي اين زنان در گوشه خيابان ورق ميخورد، اين زنان پس از مدتي تمام اميدها و آرزوهايشان را دود ميكنند تا تمام دردها و رنجهايشان را در چند لحظه هم آغوشي التيام بخشند. در اينجا ذكر يافتههاي ناشي از تحقيقي در خصوص زنان خياباني كه توسط عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي، بر روي 147 زن خياباني مقيم مراكز بازپروري سازمان بهزيستي و يا مشغول به كار در خيابان و به منظور شناسايي عوامل زمينه ساز تن دادن اين زنان به روسپيگري،ابعاد مختلف زندگي خانوادگي، چگونگي ورود به اين كار و علل عدم بازگشت آنها صورت گرفته، تكان دهنده است. ازدواج 88 درصد زنان خياباني با مردان متأهل . بيش از 80 درصد زنان خياباني قبل از 17 سالگي و 7/43 درصدشان نيز قبل از 13 سال ازدواج ميكنند و اين در حالي است كه اين ازدواج با مرداني صورت ميگيرد كه 6/25 درصدشان قبلاً لااقل يكبار و 3/8 درصدشان بيش از يكبار ازدواج كردهاند.
جرم و جنايت والدين
آمار حاکي از آن است 5/37 درصد اين زنان دوران كودكي و نوجواني خود را بدون حضور توام پدر و مادر طي كردهاند.
براي نزديك به 40 درصد پدران زنان خياباني و 7/13 درصد مادران آنها جرايم و انحرافات اجتماعي روال زندگي بوده است و اين در حالي است كه 28 درصد پدران 9/6 درصد از مادران در اين خانوادهها با مواد مخدر سر و كار نزديكي داشتهاند.
اما مصيبت به همين جا پايان نميپذيرد زيرا اين زنان علاوه بر تن فروشي به دنياي مواد مخدر نيز پا گذاردهاند. آمارديگري حکايت از آن دارد تنها 32 درصد زنان خياباني فقط سيگار مصرف كرده و دو سوم بقيه يا پيش از روسپيگري به اعتياد روي آوردهاند و يا بعد از آن. و به اين ترتيب بيشتر روسپيان معتاد در آغاز به تشويق و يا اجبار خانواده به ويژه همسرانشان به قاچاق مواد مخدر روي ميآورند و آنگاه خود به سمت مصرف مواد كشيده ميشوند. التبه بيشتر مرداني كه زنان خود را به قاچاق مواد مخدر واداشتهاند، دست آنها را در دست مردان ديگر گذاردهاند و در واقع اين ازدواج با چنين هدفي پا گرفته است.از طرفي کارشناسان آسيبهاي اجتماعي بر اين باورند که تنها 9 درصد اين زنان به زندگي مشترك خود ادامه ميدهند. 50 درصد اين زنان در همان دو سال اول با زندگي مشترك وداع ميكنند و اين در حالي است كه 2/75 درصد اين زنان در طول زندگي مشترك نياز به مهر و محبت را با تمام وجود له له ميزنند و 70 درصدشان نيز در زندگي مشترك خود قرباني ضرب و شتم و پرخاشگري همسرشان هستند. اما نغمه غم انگيز برخي از اين زنان از همان سالهاي اوليه كودكي و نوجواني برايشان نواخته شده است، جايي كه اين دختران از سوي پدر، برادر، دايي و ناپدري خود مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند. يك جرم شناس در اين زمينه با بيان اينكه بيش از 60 درصد زنان خياباني سوء استفاده جنسي را در كودكي تجربه كردهاند، ميگويد: اين در حالي است كه برآوردها نشان ميدهد كه 70 درصد اين آزارها از سوي پدر يا ناپدري بر قربانيان اعمال ميشود. دكتر شهلا معظمي ميگويد: مطالعات صورت گرفته بر روي روسپيان نوجوان، دختران بزهكار، معتادان و نوجواناني كه از خانه گريختهاند، بيانگر واقعيت تلخ اعمال سوء رفتارهاي جنسي در دوره كودكي است. استاديارد دانشگاه حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران سوء استفاده جنسي را رايجترين عنصر مشترك در ميان دختران فراري از خانه عنوان كرده و اظهار ميكند: بسياري از زنان جواني كه در خيابانها پرسه ميزنند قرباني سوء استفاده جنسي خانوادههايشان هستند. آنها پس از فرار از خانه براي تأمين غذا، لباس و سرپناه مجبور به برقراري رابطه نامشروع ميشوند، به طوريكه سابقه آزارهاي جنسي در كودكي بر بيخانماني، اعتياد و جرم و جنايت و احتمال خودكشي در خياباني شدن آنها نقش مستقيمي دارد.به گفته مسؤولان تا سال پيش تعداد زنان خياباني كشور حدود 4 هزار عنوان ميشد،در حالي كه اين آمار همچنان رو به افزايش است گويي تمام اقدامات مسؤولان و كارشناسان براي كنترل وضعيت موجود بينتيجه بوده و روز به روز بر دامه اين معضل اجتماعي افزوده ميشود. مدير كل دفتر آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي در گفتگو با خبرگزاري مهر با بيان اين مطلب (افزايش 15 درصد ساليانه )ميگويد: همانطور كه آمار آسيبهاي اجتماعي سالانه با رشد 15 درصد مواجه ميشود، رشد 15 درصدي زنان خياباني هم دور از انتظار نيست. دكتر سيدهادي معتمدي ميافزايد: طي 9 ماهه سال 82 بيش از 1 هزار و 300 زن خياباني در سطح كشور جمعآوري شدهاند كه نيمي از اين زنان در مراكز نگهداري بستري و نيمي ديگر نيز به صورت سرپايي مداوا شدهاند. 50 درصد دوباره به خيابان بر ميگردند! وي در ادامه با بيان اينكه 50 درصد اين زنان پس از بازپروري دوباره به خيابان باز ميگردند، اظهار ميدارد: متأسفانه عليرغم اقداماتي كه به منظور نگهداري و توانمندسازي اين زنان صورت ميگيرد، نيمي از اين زنان پس از بازپروري دوباره به خيابانها باز ميگردند و اين در حالي است كه به همين مقدار نيز افراد جديد و كم سن و سال به اين چرخه وارد ميشوند. مدير كل دفتر آسيبديدگان بهزيستي به بودجه 150 ميليون توماني اين دفتر در سال جاري و به منظور ساماندهي زنان خياباني اشاره كرده و تصريح ميكند: بحث ايجاد اشتغال و توانمندسازي اين زنان به خصوص براي جلوگيري از بازگشت مجدد به خيابان، طرحهاي در دست بررسي اين دفتر در سال جاري است.
عضو هيات علمي دانشگاه تهران گفت: براي از بين بردن معضل پديده زنان خياباني بايد متوليان و مسوولان رسيدگي به اين امر به طور مشخص تعيين شوند. دکتر« سيد ضياء هاشمي» در مصاحبه اختصاصي با پايگاه اطلاع رساني پليس، در خصوص پديده زنان خياباني گفت: براي پرداختن به اين معضل ، بايد در قدم اول بپذيريم که واقعيتي با موضوع زنان خياباني به عنوان يک مسئله اجتماعي وجود دارد و با برنامه ريزي جدي و دقيق براي جلوگيري از علني شدن آن در سطح جامعه ، اقدام کنيم.عضو هيات علمي دانشگاه تهران گفت: براي از بين بردن معضل پديده زنان خياباني بايد متوليان و مسوولان رسيدگي به اين امر به طور مشخص تعيين شوند.
وي با اشاره به ريشه ها، عوامل و علل پيدايش اين معضل اجتماعي اظهارداشت: درصد بالايي از زنان خياباني به دلايل و انگيزه هاي اقتصادي مرتکب اين رفتار مي شوند، بنابراين بايد در حوزه اقتصادي و مالي راه حل هاي براي حل اين پديده در نظر گرفته شود که عمدترين مسئله در اين زمينه فراهم کردن تامين اجتماعي براي اين قشر آسيب پذير است.
سيد ضياء هاشمي خاطر نشان کرد: تامين اجتماعي اين قشر از طريق پرداخت يک سري مساعدت ها و برآورده ساختن نيازهاي اوليه و فوري آنهاست و بخشي نيز شامل تامين سرپناه و حمايت هاي اجتماعي و فرهنگي براي بازگرداندن اين افراد به دامان خانواده و جامعه است.
هاشمي تصريح کرد: براي از بين بردن معضل پديده زنان خياباني بايد مسئولان و متوليان رسيدگي به اين امر تعيين شوند ، بدين منظور که دقيقا مشخص شود که نيروي انتظامي، بهزيستي يا قوه قضائيه کدام يک مسئول رسيدگي به اين معضل اجتماعي هستند.
او اقدامات فرهنگي را به منظور حل معضل زنان خياباني مهم دانست و گفت: اين قشر علاوه بر آسيب پذير بودن، آسيب زا نيز هستند، زيرا زنان خياباني علاوه بر از دست دادن سلامت زندگي خود ، موجب تخريب روال عادي و نرمال زندگي در ميان ساير اقشار جامعه نيز مي شوند .
عضو هيات علمي دانشگاه تهران خاطر نشان کرد : براي حل اين مسئله بايستي به زمينه تقاضا هاي اجتماعي نيز در اين خصوص پرداخته شود که بارزترين وجه در اين مورد تامل و بررسي راه کارهاي تسهيل ازدواج براي جوانان، دخترو پسر وازدواج مجدد براي زنان بي سرپرست است.
به گفته هاشمي با برخورد و روش هاي کنترلي نيز مي شود جلوي اين معضل اجتماعي را گرفت ، در اين مرحله برخورد عيني با کساني که هنجار شکن هستند مي تواند جامعه را از وجود اين مظاهر نامناسب پاک کند .
او تاکيد کرد: اگر زمينه ها و انگيره هاي ارتکاب جرم و خلاف از بين برود ، فضاي عمومي جامعه، ارزش ها و هنجارهاي رايج، آماده جلوگيري از ناهنجاري هايي که موجب مخدوش شدن فرهنگ عمومي جامعه مي شوند، هستند.
عضو هيات علمي دانشگاه تهران ادامه داد: دولت مي تواند با اهتمام در راستاي حل مشکل معيشت، مسکن، اشتغال، ازدواج و ارتقاء توانمندي تامين هزينه هاي زندگي، حل معضلات اجتماعي و اقتصادي، مقابله جدي با احتياط و مواد مخدر از به وجود آمدن اين معضل پيشگيري کند.
هاشمي ، روان درماني زنان آسيب ديده و پيشگيري از کينه ورزي و انتقام جويي، آگاه سازي عمومي خصوصاً متقاضيان ازدواج در امر انتخاب، ارتقاء سطح آرامش و امنيت اخلاقي، فرهنگ سازي و اهتمام در امر حفظ سنتها و آداب اجتماع خودي و جلوگيري از تهاجم و شبيخون بيگانگان، پيشگيري از مهاجرت ها و آمايش جمعيتي مختلف اجتماعي و ايجاد کانون هاي بازپروري براي زنان آسيب ديده و خياباني را از ديگر راه کارهاي پيشگيري براي اين موضوع توسط دولت عنوان کرد.
اوايجاد محيط سالم توام با آرامش ، فراهم نمودن امکانات رفاهي علمي ، تفريحي ورزشي مورد نياز فرزندان در محيط خانواده به منظور عدم احساس کمبود، تقويت و گسترش فرهنگ ديني و اسلامي با توجه به مسائل شرعي و مذهبي توسط والدين و کنترل و نظارت خانواده بر نوع رفتارها ، ارتباطات و معاشرت هاي دوستان در جلوگيري از پيدايش مشکل و معضلات اجتماعي را از ديگر راه کارهاي مبارزه با پديده زنان خياباني برشمرد.
به گفته عضو هيات علمي دانشگاه تهران، آگاه سازي فرزندان از مسائل و مشکلات فرار جوانان به خصوص زنان و دختران در جامعه، توجه به تبعات سوء ناشي از بي بند و باري ها، رعايت حقوق همسر و فرزندان، توجه به خواسته هاي معقول و منطقي با آنان ، برخورد مناسب با کارهاي غير اخلاقي فرزندان، انجام کارها و تدابير منطقي و بازدارنده با فرد آسيب ديده را از عوامل کاهش به وجود آمدن آسيبهاي اجتماعي برشمرد.
+
نوشته شده در شنبه 26 فروردین1385ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط reza
|
بهتر بگوییم«تعداد دختران بدون همسر از پسران بدون همسر بیشتر است» واقعیت این است که با افزایش سن ازدواج پسران جوان (به هر دلیل معلوم و نا معلوم!) شانس انتخاب شدن یک رده سنی از دختران مجرد توسط پسران هم رده شان کمتر شده است. چرا که پسران جوان مجرد ترجیح می دهند با دختران کوچک تر از خود (3 تا 8 سال کوچکتر) ازدواج کنند. پس این وسط تعدادی دختر جوان سرشان بی کلاه! (بخوانید بی شوهر) می ماند. آمارها این تعداد را کمتر از یک میلیون نشان می دهند
+
نوشته شده در شنبه 26 فروردین1385ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط reza
|
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی درباره فعالیت های ورزشی زنان ایران در عرصه گلف آورده که از دوسال پیش، تعداد بانوان گلف باز ایرانی از یک نفر به 800 نفر رسیده است که اكثر زنان فعال در این ورزش را زنان ۱۶ تا ۳۰ ساله تشكیل مى دهند.
+
نوشته شده در شنبه 26 فروردین1385ساعت 1:11 بعد از ظهر توسط reza
|
در حال حاضر نيمي از جمعيت كشور ما را زنان تشكيل مي دهند كه در مباحث توسعه انساني نقش زنان در جامعه از اهميت ويژه اي برخوردار است . كشورهاي توسعه يافته مقوله شيوه اثر گذاري زنان در طرح هاي توسعه را مهم تلقي نموده و در برنامه ريزي هاي خود منظور نموده اند .
اين واقعيت برهيچ كس پوشيده نيست كه بدون در نظر گرفتن زنان دستيابي به توسعه واقعي ميسر نخواهد بود . زنان و مردان داراي شرايط و وضعيت متفاوت و در نتيجه نيازهاي متفاوتند ، برنامه ريزان و سياستگذاران بايد به گونه اي امكانات و تسهيلات را به آحاد جامعه اختصاص دهند كه زنان هم مانند مردان بتوانند به طور عادلانه از آنها بهره مند شوند . استفاده از محيط طبيعي و فضاي سبز در شهر ها بخصوص شهرهاي بزرگ كه زندگي در آپارتمان هاي كوچك و بدون حياط خلاصه مي شود از نيازهاي طبيعي شهروندان اعم از زن ، مرد ، كودك و بزرگسال است . متاسفانه دختران نسل جوان بدليل عدم تحرك كافي و در اختيار نداشتن امكانات تفريحي سالم و مناسب دچار مشكلات متعددي شده اند .
پژوهش هاي انجام گرفته ثابت نموده است كه كمبود امكانات ورزشي براي زنان ، فقدان فضاي مناسب جهت ورزش دختران در شرايط مطلوب و امن ، عدم دستيابي برابر و مناسب از امكانات ورزشي و تفريحات سالم و ... در پارك ها ، پيامدهاي جبران ناپذيري را به دنبال داشته و زنان و دختران ما را جداً در معرض انواع بيماري هاي جسمي و آسيب هاي رواني قرارداده است .
در برخي از كشورهاي پيشرفته به منظور رفاه و امنيت هر چه بيشتر دختران و بانوان راه كارهايي را انديشيده اند كه از آن جمله است ، تخصيص روزهايي از هفته به زنان در برخي از كشورهاي عربي كه حاكي از ارزشگذاري و اهميت دادن به جمعيت زنان مي باشد .
كشور ما يك كشور اسلامي است و داراي شرايط فرهنگي خاص و مقيد به رعايت احكام و آداب شرعي و عرفي مي باشد ، در چنين كشوري توجه خاص به مسايل تفريحي و ورزشي زنان و اختصاص فضاهايي ويژه آنها ، در به معناي توجه به سلامت جامعه زنان است . در صورتي كه برنامه ريزان بتوانند با تمهيدات خاص شرايطي را فراهم آورند كه ضمن رعايت مسايل ديني و فرهنگي ، دختران و زنان اين امكان را پيدا كنند تا با آسودگي و امنيت هر چه بيشتر از امكانات تفريحي و ورزشي بهره مند گردند ، گام مهمي در راه تامين سلامتي نيمي از جمعيت جامعه كه پرورش دهندگان نسل آينده كشور هستند ؛ برداشته اند ، البته لازمه اين امر نگاه ويژه همه مسئولان و برنامه ريزان به مسايل و مشكلات زنان مي باشد.
طرح پارك ويژه دختران و زنان از سوي امور بانوان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در خرداد ماه سال 1379 بطور اجمالي تدوين و به شهردار وقت منطقه 7 سركار خانم اعظم نوري كه اولين زن شهردار در شهر تهران بودند ارائه و با حمايت هاي صورت گرفته مورد توجه اعضاي شوراي شهر ( دور اول ) قرار گرفت.
اين طرح در يكصد و يكمين جلسه شوراي شهر به تصويب رسيد .
لازم به توضيح است اين طرح در سال 1382 مورد استقبال اعضاي محترم شوراي شهر دور دوم قرار گرفت
روند اجراي طرح :
1- برگزاري جلسه مشاوران امور بانوان سازمان و مناطق با خانم نوري ( شهردار وقت منطقه 7 ) جهت ارائه طرح و توضيحات لازم و نقطه نظرات مربوط به ضرورت احداث پارك ويژه دختران و زنان ( خرداد ماه 1379 )
2- مورد توجه قرار گرفتن طرح از سوي سركار خانم نوري شهردار وقت منطقه 7 و ارائه به اعضاي شوراي شهر ( دوره اول )
3- ارائه طرح به كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر ( دوره اول )
4- تصويب طرح در يكصدويكمين جلسه شوراي شهر ( آبان ماه 1379 )
5- احداث مجموعه ورزشي با نوان در منطقه 19 شهرداري تهران در تاريخ 23/ 11 / 79
6- مورد استقبال قرار گرفتن طرح از سوي شهرداري ها - استانها - شخصيت هاي حقوقي و حقيقي و انعكاس وسيع در جرائد
پيشنهاد دهنده :
امور بانوان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران
موقعيت اجرائي طرح
استاني
مجري طرح
مناطق شهرداي
مکان اجرا
پارکهاي مناسب با ويژگيهاي لازم جهت استفاده زنان و دختران
+
نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط reza
|
فيلم زندان زنان به کارگردانی منيژه حکمت، مدتی است که بر پرده سينماهای تهران است. اين فيلم که از بازی خوب رويا تيموريان (زندانبان) رويا نونهالی ( زندانی) و پگاه آهنگرانی بهره می برد، با استقبال تماشاگران ايرانی مواجه شده است.
زندانی و زندانبان هر دو قربانی اند، يا هر دو زندانی اند. زندانی اگر سرانجام رها می شود، هر چند سپيد موی، اين زندانبان است که بر جای می ماند. دوربين که در اين سو در داخل زندان ايستاده، بيش از آنکه بر بسته شدن در، پشت سر زندانی پا به آزادی گذارده تأکيد کند، بر بسته شدن در بر روی زندانبان مکث می کند.
خانم منيژه حکمت سر آن دارد که با زندان زنان گزارش گونه ای از يک دوره هفده ساله - 64 تا 80 - از بند زنان زندان قصر در سه مقطع گوناگون به تماشا گذارد؛ سالهای 64 ، 70 و 80، از روزهايی که بيشترين شمار زندانيان قصر را زنان ميانسال تشکيل می دادند با تک و توکی زندانی سياسی، تا روزهايی که سراسر بند لبريز از دختران نوجوانی است که به اتهام جرايم اجتماعی راهی زندان شده اند.
اما گزارش خانم حکمت، گزارش مبهم و نارسايی است که تماشاگر را در ابهام های فراوان فرومی برد. تنها خاطراتی را، جسته گريخته، برای آنها که سالها يا روزهايی در زندان زيسته اند و در جمهوری اسلامی شمارشان اندک نيست زنده می کند؛ خاطراتی سياه و تلخ.
فيلم زندان زنان با استقبال تماشاگران روبرو بوده است
فيلم با نمايی از راهروی بند زنان زندان قصر که همه چيز در آن به هم ريخته است آغاز می شود و هيچ مشخص نيست که اين به هم ريختگی از ضعف مديريت زندان است يا نمايش اعتراض آميز زنان زندانی برای رسيدن به خواست هايشان.
برای پايان دادن به اين بی سر و سامانی و به هم ريختگی، «خواهر يوسفی» رييس تازه بند ( رويا تيموريان که در نقش خود خوب ظاهر می شود) از راه می رسد. او جانشين حاجی آقاست و با اختيارات تام آمده است.
خواهر يوسفی زنان بند را به هوا خوری می ريزد تا در زير برف و بوران بلرزند و توبه کنند و بدينسان افسار زندانيان را به دست می گيرد. سال 64 است. ايران درگير جنگی است که از پنج سال پيشتر آغاز شده. صدای آژير نشان دهنده اعلام وضعيت قرمز است، بمباران هوايی است، يک زن زندانی دختری به دنيا می آورد و بعدتر دخترک که به راه می افتد حکم اعدام درباره مادر اجرا می شود.
ميترا زن جوانی است که به جرم قتل به حبس ابد محکوم شده است ( رويا نونهالی که در نقش خود خوش می درخشد).
او تا سال سوم مامايی تحصيل کرده و زنان بند « شازده» صدايش می زنند. خواهر يوسفی با او بر سر مراعات حجاب اسلامی در داخل بند سر شاخ می شود و می دهد سرش را از ته می تراشند. اين شروع بد، سرآغاز آشنايی اين دو زن است.
در ميان زندانيان دختر نوجوانی به نام پگاه ( پگاه آهنگرانی اين نقش را بازی می کند) ديده می شود که دانسته نيست از کجا آمده و به کجا می رود. در مکالمه ای که با خواهر يوسفی دارد، رييس بند از او می پرسد « از کارهايی که کردی پشيمان نيستی؟» و دختر پاسخ می دهد که « نمی دانم ».
قرار است جشنی در زندان برپا شود. پگاه هم می خواهد در آن شرکت کند تا اجازه مرخصی به او بدهند. ويولونسل اش را از خانه برايش می آورند و او در شب جشن، آهنگ معروف « امشب در سر شوری دارم » را می نوازد؛ آهنگی که اوايل انقلاب هواداران برخی گروههای سياسی، بيشتر آن را زمزمه می کردند.
در اينجا تماشاگر و البته بيشتر تماشاگر سياسی و به زندان رفته، پی می برد که دخترک بايد زندانی سياسی باشد. سرانجام به دختر مرخصی نمی دهند و خواهر يوسفی می گويد که ديگر اين موضوع منتفی است چون برنامه ديگری قرار است برايش پياده کنند. يک روز از بلند گوی بند نامش را صدا می زنند و پگاه با چادر و چشم بند، ساکی در دست بند را ترک می کند. او را برای اعدام می برند.
فيلم ادامه دارد... هفت سال می گذرد. به سال 70 می رسيم. ميترا هنوز در زندان است. خواهر يوسفی همچنان بر بند فرمان می راند. وضع زندان پاکيزه تر به نظر می رسد. مناسبات زندانی و زندانبان، ميترا و خواهر يوسفی، اگر چه همچنان به خشونت آميخته است، اما در زير اين لايه اندک عاطفه ای هم احساس می شود. مادر ميترا مرده است و ميترا که نتوانسته در مراسم خاکسپاری و ترحيم او حضور يابد، حالا از خواهر يوسفی می خواهد که اجازه دهد در مراسم چهلم مادرش شرکت کند اما رييس بند کاری برايش نمی کند.
در فيلم زندان زنان، زندانی و زندانبان هر دو قربانی اند، يا هر دو زندانی اند. زندانی اگر سرانجام رها می شود، هر چند سپيد موی، اين زندانبان است که بر جای می ماند. دوربين که در اين سو در داخل زندان ايستاده، بيش از آنکه بر بسته شدن در، پشت سر زندانی پا به آزادی گذارده تأکيد کند، بر بسته شدن در بر روی زندانبان مکث می کند
سروصداهايی در بند برپا می شود و مچ بعضی ها را می گيرند. باز تماشاگر در ابهام رها می شود. زندانيان، سحر، دختر نوجوان هم بندشان را که اين بار هم پگاه آهنگرانی نقش او را بازی می کند، غرقه در خون می يابند. خودکشی يا قتل؟ چه مناسباتی ميان دختر نوجوان و زن مسن زندانی جريان داشته که اين گونه بند را به آشوب کشيده است؟ تماشاگر بايد به حدس و گمان بسنده کند.
با خودکشی دختر، ده سال ديگر زمان جلو می رود و به سال 80 می رسيم. در اين دوره جوانان بيشترين جمعيت زندان را تشکيل می دهند. پگاه آهنگرانی در نقش سوم خود ظاهر می شود؛ نوجوانی شرور و سرکش به نام سپيده. سپيده همان کسی است که هفده سال پيش در شبی که آژير خطر برای حمله هوايی عراق به گوش می رسيد، در زندان به دنيا آمده است.
بادپای زندگی خواهر يوسفی از 50 سالگی عبور کرده و ديگر چون گذشته نمی تواند با قاطعيت خشونت بورزد. مناسبات نزديک تری هم ميان او و ميترا پديد آمده. ميترا مشمول عفو می شود اما کسی را ندارد که سندی به وثيقه بگذارد تا آزاد شود. خواهر يوسفی از او می پرسد خوشحال نيستی؟ و جواب می شنود که آن سوی ديوارهای زندان کسی منتظر او نيست.
سپيده که در ميترا سيمای مادرش را می جويد، از زندان آزاد می شود و تلفنی به ميترا خبر می دهد که می خواهد به دوبی برود. ميترا از او می خواهد که تا او آزاد نشده به جايی نرود.
خواهر يوسفی سند خانه خودش را به وثيقه می گذارد تا ميترا آزاد شود و سپيده را از افتادن به منجلابی که در انتظار اوست نجات دهد. خواهر يوسفی بارانی اش را هم که از سالها پيش حفظ کرده به ميترا می بخشد. ميترا که اکنون ديگر موهايش می رود که سراسر سپيد شود، در آستانه آزادی ايستاده است. در بزرگ آهنی زندان قصر به خيابان پرازدحام باز می شود. خواهر يوسفی پشت به دوربين بی هيچ حرکتی، شايد از روزن کوچک در با حسرت يا با نگرانی به خيابان و به آزادی می نگرد...
اگر چه مقوله زندان در ايران همه گير است، اما آنچه خانم حکمت بر پرده می آورد، تکه پاره های به هم دوخته ای بيش نيست که به ضرب حدس و گمان و با اندکی آسان گيری شايد نيمچه رضايتی به دست دهد.
به نظر می رسد فيلم تکه پاره شده و سانسور بيش از اندازه بسياری مباحث آن را به معما بدل کرده است. باوجود اين کارگردان در نشان دادن يک نکته موفق است؛ هرچه زمان می گذرد اولا تعداد زندانيان بيشتر می شود، ثانيا جمعيت زندان به نحو تاثرآوری جوان و جوان تر
+
نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط reza
|
در ميزگرد «دولت آينده، آسيبهاي اجتماعي» عنوان شد: رشد 400 درصدي جمعآوري دختران فراري
گروه اجتماعي: آمار فزاينده آسيبهاي اجتماعي هشدار بزرگي است كه بدون توجه به آن نميتوان به بهبود شرايط زندگي در كشور اميدوار بود. مرور برنامههاي نامزدهاي متعدد انتخابات رياستجمهوري براي كارشناسان و مردم اين امكان را فراهم ميكند كه به ميزان رويكرد آنها به مسائل اجتماعي پيببرند. اما فرصت تبليغات انتخاباتي مجال مناسبي است كه با طرح عمق اين آسيبها به برنامههاي احتمالي نامزدها براي رفع آن و كارآمدبودن يا نبودن آن پرداخته شود. ميزگرد «دولت آينده، آسيبهاي اجتماعي» كه خبرگزاري ايلنا برگزار كننده آن بود از اين زاويه به چالشهايي پرداخته است كه در حوزه آسيبهاي اجتماعي پيش روي دولت آينده قرار گرفته است. كارشناسان اجتماعي كشورمعتقدند با توجه به پيشرفت فناوري، رشد فقر معيشتي و اجتماعي، كاهش سن شكاف نسلي و در نتيجه رشد 15 تا 20 درصدي آسيبهاي اجتماعي كشور، زمان آن فرا رسيده است كه دولتها در پي چارهانديشي براي تدوين استراتژي مشخصي در كنترل اين آسيبها و مواجهه با نوآسيبهاي اجتماعي باشند. دكتر علم الهدايي، معاون اجتماعي سازمان بهزيستي در اين ميزگرد با اشاره به نرخ رشد 15 تا 20 درصدي آسيبهاي اجتماعي در كشور گفت: در كشور به دلايل مختلف از قبيل سنن، عقايد، فرهنگ و تعميمهاي نامناسب آماري، آمار دقيقي از ميزان آسيب در كشور وجود ندارد و بخش پنهان و نيمه پنهان آسيبهاي اجتماعي قابل توجه است. وي در عين حال اقدامات سازمان بهزيستي را در مقايسه با نرخ رشد آسيبهاي اجتماعي ناكافي دانست و افزود: گلوگاه افزايش نرخ آسيبهاي اجتماعي در كشور نپرداختن درست به مسأله جوانان است كه متأسفانه به جاي شناخت جوانان به عنوان نسل سوم و چهارم انقلاب كه حساسترين، شكنندهترين و آسيب پذيرترين قشر و منبع آسيبزايي هستند، در مقاطع مختلف انتخاباتي از تمايلات، خلوص و باورهاي جوانان استفاده ابزاري شده است و در دور جديد انتخابات رياستجمهوري نيز به نظر مي رسد همچنان كليگويي و شعارها براي جوانان از سوي كانديداها تكرار ميشود. «سرتيپ دكتر توحيد عبدي» سرپرست معاونت اجتماعي ناجا نيز به عنوان يكي از شركت كنندگان اين نشست با تأكيد بر سهم نهادهاي مختلف در آسيبزدايي گفت: انتظار اصلي از دولت به عنوان سازمان اجرايي كه نهادهاي مختلف جامعه در آن قرار دارند پايان دادن به كژكاركردي اين نهادها در جامعه است؛ چرا كه در غير اين صورت هر عمل مقابلهاي خشت بر دريا زدن است. وي ورود پليس به بحث آسيبهاي اجتماعي را از منظر امنيت دانست و گفت: چنانچه آسيبهاي اجتماعي در حوزه امنيت و نظم اجتماعي اختلالي ايجاد نكند، چندان به حوزه پليس ارتباطي ندارد. دكتر معتمدي، مديركل دفتر آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي نيز در اين ميزگرد به تشريح وضعيت آسيبهاي اجتماعي در دولت كنوني پرداخت و دولت خاتمي را موفقترين دولت در طول تاريخ كشور ايران در امر آسيبهاي اجتماعي دانست و گفت: دولت كنوني به شفافسازي و جدا كردن مسائل و آسيبهاي اجتماعي از پنهان كاري و سياسي كاري و شكستن تابوها پرداخت و بنابراين آسيبها در دولت خاتمي زياد نشد بلكه شناخته شد و اين موفقيتي بسيار بزرگ است. وي با اشاره به 10 برابر شدن بودجه دفتر آسيبهاي اجتماعي سازمان بهزيستي طي 5 سال گذشته افزود: طرحهاي متعددي در كنترل آسيبهاي اجتماعي از جمله در زمينه كودكان خياباني، كودكان كار، اختلال هويت جنسي، همسرآزاري، كودك آزاري، طلاق، حساسيت بيش از حد در مورد خودكشي، دختران فراري و زنان آسيب ديده بررسي، تصويب و تعيين بودجه و اجرا شد. به گفته وي مراكز آسيبهاي اجتماعي به 250 مركز در سطح كشور رسيده كه تا پايان سال به 13 استان نيز افزايش مييابد و استخدام افراد در زمينه كنترل آسيبهاي اجتماعي در زمان كوچكسازي دولت نشانگر حساسيت اين دولت به مسأله آسيب هاي اجتماعي است. وي همچنين از ارائه پروتكل 5 ساله آسيبهاي اجتماعي كشور به وزارت رفاه خبر داد و گفت: در اين پروتكل، ضمن توصيف وضعيت موجود آسيبهاي اجتماعي با رشد سالانه 15 درصدي اين آسيبها، ميزان نيازهاي سختافزاري و نرمافزاري پيشبيني شده است. به اعتقاد دكتر معتمدي ايجاد وزارت رفاه و تأمين اجتماعي شاخص مهمي در توجه به مسائل اجتماعي از سوي دولت خاتمي است. وي همچنين مهمترين اقدام را تدوين و تصويب قانون حمايت از حقوق كودك عنوان كرد و افزود: در شرايطي كه قانون مشخصي براي حمايت از حقوق كودكان و زنان آسيب ديده وجود نداشت دولت خاتمي قانون حمايت از حقوق كودك را در 12 ماده تهيه كرد كه اگرچه در نهايت 7 ماده آن تصويب شد ولي گام مثبتي در جهت حمايت از اين اقشار است. دكتر معتمدي با بيان اين كه ايجاد خط تلفن اورژانس اجتماعي يا 123 به عنوان آرزوي فعالان در حوزه آسيبهاي اجتماعي پس از 20 سال تحقق يافت، گفت: اين خط تلفن آثار شگرفي در پي داشت؛ چنانچه ظرف 3 سال قبل از ايجاد اين خط تنها 79 مورد آسيب وخيم گزارش شد اما ظرف 3 ماه پس از افتتاح 300 مورد وخيم اعلام شد. مديركل دفتر آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي در ادامه يادآور شد: عليرغم تمام محاسن دولت خاتمي، كوهي از ايرادات و اشكالات باقيمانده از دولتهاي قبلي نيز وجود دارد كه از آن جمله كمي بودجه، تربيت نيروي انساني ناكافي، ناهماهنگي بين بخشهاي مختلف و انواع آسيبهاي اجتماعي از جمله وجود چندشآور زنان روسپي در سطح خيابانها وآمار بالاي دختران فراري است. وي در پايان اظهار اميدواري كرد: تمامي كانديداهاي رياست جمهوري با شفافيت از برنامههاي خود در رابطه با كنترل آسيبهاي اجتماعي بگويند كه اگر كانديدايي به شفافيت دولت خاتمي به سؤالات پاسخ دهد به لحاظ كنترل آسيبهاي اجتماعي رئيس جمهور موفقي خواهد بود. دكتر علمالهدايي، معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي نيز در ادامه اين ميزگرد گفت:جوامع امروز درگير پروسه جديدي تحت عنوان «نو آسيبهاي اجتماعي» مانند قاچاق، ترافيك جنسي و ... هستند كه در مقابل آنها طلاق، خودكشي و اعتياد آسيبهاي معمولي به شمار ميروند. وي با تأكيد بر چند بعدي بودن آسيبهاي اجتماعي گفت: با تبديل جهان به دهكده جهاني، ديجيتالي شدن زندگي، گسترش حاشيهنشيني، نزديكي روستا به شهر، گسترش امكانات رفاهي و حتي افزايش تحصيلات، انواع آسيبهاي جديد بروز و نمود يافته است كه مخاطبان اصلي اين آسيبها نيز جامعه 6 تا 29 سال است.
دكتر علمالهدايي خاطرنشان كرد: هروئين جا و مكان دارد، ولي اعتياد اينترنتي بحثي عمومي است كه سن و سال نميشناسد و از كودك 10 ساله تا پيرمرد 60 ساله را آلوده ميكند. وي اعتقاد دارد: ورود به فضاهاي مجازي مشكلات جدي براي نسل جوان ايجاد ميكند؛ چرا كه موجب ميشود جوان از واقعبيني به سمت عالم مجازي سوق يابد و در خلوت بي دردسر به هر نوع ارتباطي كه مايل باشد شامل چت، ارتباطات جنسي، دوستيابي، سرقت اينترنتي با آيديهاي مختلف كه به راحتي نيز از سوي پليس قابل تعقيب نيست انجام دهد. وي با تأكيد بر حساسيت توجه به جوانان گفت: نسل نوجوان و جوان امروز علي رغم مشخصات مشابهي كه به لحاظ جوان بودن با نسل ديروز دارند به دليل قرار گرفتن در فضاي انفجار اطلاعات و ارتباطات الگوهاي زندگي، تفكر، تغذيه و حتي ذائقه آنها تغيير كرده است؛ بنابراين مطالعات روانشناسي نسل امروز براي شناسايي مطالبات آنها بسيار پراهميت است. به گفته معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي بايد براي تقويت نهاد خانواده و جلوگيري از شكاف نسلي تلاش كرد؛ چراكه شكاف نسل از 30 سال به حدود 15 سال كاهش يافته و كودك 10 ساله به راحتي در ناآگاهي والدين در اتاقش در حال گردش در فضاي مجازي است. وي با اشاره به مواد 96 تا 97 قانون برنامه چهارم افزود: در اين دو ماده بر شناسايي و حمايت از طبقات در معرض آسيب، توانمندسازي افراد زير خط فقر مطلق و نيازمند و همچنين تهيه برنامه مناسب و جامع پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي تأكيد شده است كه اميدواريم مانند قوانين حمايت از زنان و كودكان بي سرپرست با 10 سال تأخير اجرايي نشود. سردار عبدي نيز در پايان اين ميزگرد ضمن اشاره به زنانه شدن فقر و جرم تأكيد كرد: در سالهاي اخير كشور با رشد حضور زنان در مؤسسات آموزشي و بعضاً رشد هزار برابري آن طي 25 سال اخير مواجه بوده كه طبق برآورد هيأت دولت در 5 سال آينده با خيل عظيم زنان تحصيلكرده بيكار مواجه خواهيم بود. وي گفت: طي سالهاي اخير ميزان تركيب جنسيتي زندانيان با گذشته قابل مقايسه نيست چنانچه در برخي جرائم در سالهاي اخير 8 تا 10 درصد زنان هم بزهديده و هم بزهكارند. سردار عبدي در پايان تأكيد كرد: دولت آينده بايد پيامدهاي تغييرات اجتماعي را كه اجتناب ناپذيرند، درست مديريت كند
+
نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط reza
|
جمعيت دختران ايران در برخی گروه های سنی، از جمعيت پسران جوان افزون تر شده است
سازمان ملی جوانان ايران، که يک سازمان وابسته به نهاد رياست جمهوری است، روز جمعه پانزدهم اوت اعلام کرد که طبق تازه ترين پژوهش های آماری، يك ميليون و 250 هزار دختر 20 تا 29 ساله ايرانی بدون همسر باقی می مانند.
حتی در صورت ازدواج همه پسران با همه دختران باز هم يک ميليون و ۷۰۰ هزار دختر بیشوهر می مانند
زهرا شجاعی مشاور رئيس جمهور
ايلنا، خبرگزاری کار ايران، گزارش داده است که بر اساس تحقيقی که به وسيله سازمان ملی جوانان انجام شده، تعداد دختران ۲۰ تا ۲۹ ساله حدود ۶ ميليون و ۲۰۰ هزار نفر و تعداد پسران ۲۵ تا ۳۴ ساله حدود ۴ ميليون و ۸۰۰ هزار نفر هستند و همين اختلاف آماری است که نگرانی هايی در مورد بدون همسر ماندن دختران جوان ايجاد کرده است.
در اين تحقيق تعداد دختران در دو گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ و ۲۵ تا ۲۹ سال و تعداد پسران در دوگروه سنی ۲۵ تا ۲۹ و ۳۰ تا ۳۴ ساله منظور شده است و با در نظر گرفتن اين واقعيت که پسران به ازدواج با دختران در گروه سنی پايين تر تمايل بيشتری نشان میدهند، نتيجه گرفته شده که يک ميليون و ۲۵۰ هزار دختر شانس ازدواج نخواهند داشت.
اما از قرار معلوم، احتمال بدون همسر ماندن يک ميليون و 250 هزار دختر جوان تنها نگرانی مسئولان ايرانی نيست زيرا در ادامه اين گزارش آمده است که "اگر به ارقام اين تحقيق، تعداد دختران بالای ۲۹ سال را که هنوز ازدواج نکرده اند نيز اضافه کنيم شايد به رقمی بالغ بر ۷ ميليون نفر دست بيابيم."
چندی پيش نيز زهرا شجاعی مشاور رئيس جمهور و رئيس مرکز امور مشارکت زنان با اعلام اينکه حتی در صورت ازدواج همه پسران با همه دختران باز هم يک ميليون و ۷۰۰ هزار دختر بیشوهر می مانند، درخصوص بحران دختران ازدواج نکرده هشدار داده بود.
کارشناسان بروز اين پديده را با جنگ هشت ساله ايران و عراق که حدود يک ميليون جوان در آن کشته شدند مرتبط می دانند.
افزايش سن ازدواج جوانان از ديگر مشکلات ايران بر شمرده می شود
خبرگزاری کار ايران به نقل از دکتر علی اصغر دادخواه، روانشناس و استاد دانشگاه نوشته که بروز چنين پديده ای پس از هر جنگی طبيعی است.
جنگ ايران و عراق علاوه بر تعداد کثير کشته شدگان، موجی از مهاجرت جوانان، به ويژه پسران جوان را نيز به همراه داشت که به تغيير وضعيت جمعيتی پسران کمک کرد.
موج مهاجرت ها که پيش از بروز جنگ (به خاطر وقوع انقلاب اسلامی و مهاجرت کسانی که مايل به زندگی در شرايط پس از انقلاب نبودند) آغاز شده بود، با پايان جنگ نيز خاتمه نيافت و طبق آمارها همواره روبه افزايش بوده است.
کارشناسان می گويند جوانانی که در رده سنی 20 تا زير 40 سال و مجرد هستند بيشترين تعداد مهاجران را تشکيل می دهند و پسران بيش از دختران به اميد يافتن عرصه هايی تازه برای کار و زندگی راهی خارج می شوند.
آمار ديگری که اخيرا منتشر شد، نشان می دهد از ميزان استحکام ازداواج ها نيز تا حد زيادی کاسته شده است.
هفته قبل سازمان بهزيستی ايران اعلام کرد ميزان طلاق در ميان خانواده ها در سال 1381 نسبت به سال 1380 معادل 13.73 درصد افزايش يافت که بالاترين نرخ طلاق در سال های اخير بوده است.
اين نرخ در شهرهای بزرگ مثل تهران بسيار بالاتر از اين است.
از زمان شکل گيری جمهوری اسلامی تاکنون برقراری روابط بين پسران و دختران خارج از چهارچوب ازدواج غير قانونی محسوب شده و ماموران انتظامی، بسيجی، سپاهی و غيره در صورت مشاهده دختران و پسران با يکديگر آنها را به عنوان مجرم بازداشت می کنند
کارشناسان عمده ترين دلايل رشد آمار طلاق را مسايل اقتصادی و فرهنگی معرفی کرده و نا آشنايی جوانان با يکديگر پيش از ازدواج را نيز از جمله عوامل تشديد اين بحران می خوانند.
از زمان شکل گيری جمهوری اسلامی تا کنون برقراری روابط بين پسران و دختران خارج از چهارچوب ازدواج غير قانونی محسوب شده و ماموران انتظامی، بسيجی، سپاهی و غيره در صورت مشاهده دختران و پسران با يکديگر آنها را به عنوان مجرم بازداشت می کنند.
ناظران می گويند اين مسايل باعث شده تا تشکيل زندگی مشترک در ايران رفته رفته به بحرانی بزرگ نه فقط برای جوانان، بلکه برای خانواده های آنها تبديل شود.
اين بحران در کنار مشکلات اقتصادی باعث شده تا سن ازدواج نيز در ايران افزايش يابد به طوری که متوسط سن ازدواج دختران هم اکنون 25 سال و پسران 30 سال است.
____________________________________
ديدگاههای شما:
۱- تهيه مسکن ۲- وام بدون نزول۳- ايجاد مرکز ارتباط و مشورت وشناسائی يک ديگر ۴ - اختصاص يک وزارتخانه مخصوص ازدواج ۵-حذف تشريفات کنونی مراسم عقد ۶- حذف تشريفات مراسم عروسی ۷- قبول مخارج زندگی وسيله هم زن هم شوهر بطور مساوی که مسئله اعتراض خانمها را هر روز برای خرجی به دنبال ندارد. ولی الله اسلاميه - ايران
مشکلات اقتصادی.بيکاری.اعتياد در جوانان دلايلی است يا کسی ازدواج نمی کند و اگر هم قصد ازدواج داشته باشد دنبال يک شخص پولدار ميگردد. دراينجا يا کار پيدا نميشود اگر هم پيدا شود به صورت قرارداد کوتاه مدت با حقوق بسيار کم وقتی امنيت شغلی نباشد پايه حقوق ۸۶۰۰۰ تومان از طرف دولت تعين شده باشد اگر کارهم داشته باشی وقتی يک خانه۴۰ متری در يک نقطه متوسط شهر تهران بيست ميليون قيمت آن باشد چقدر بايد کار کرد تا خانه تهيه کرد اگر کار پيدا شود اين حقوق و مزايا نميتواند نيازهای خود شخص را جواب دهد چه رسد به شخص بيکار که هر روز به تعداد آن اضافه ميشود.اگر حکومت برنامه مشخصی نداشته باشد بحران شديدتر از حالا خواهد شد. مسوولان در اين زمينه دنبال توجيه نباشند. ميگوند دليل اصلی جنگ ميباشد يک ميليون نفر کشته داشتيم. بيايم اين جوانانی که از ۳۰سال هم سنشان فراتر رفت شرايط ازدواج را برای آنان فراهم کنيم. وقتی در کشوری روابط دختر و پسر حتی اگر بصورت تحقيقات دانشجوئی باشد جرم است وقتی هنوز با شو وفيلمهای خارجی و ماهواره و روابط دختر و پسر مشکل داريم و هر يک نوجوان ۱۵ ساله را به خاطر داشتن فيلم خارجی و يا همراهی با دختر محاکمه ميکنند آيا خنده دار نيست. دنيا هر روز به دنبال کشف يافته های جديد علمی وتکنولوژی جديد و ما به دنبال لانه های فساد، پارتی، کشف سی دی های غير مجاز و گشت در خيابان به دنبال روابط نا مشروع مهمترين مانع ازدواج به نظر من بيکاری، نداشتن درآمد کافی و تورم روزافزون است. اميد ح. - ايران
تمام بدبختی زنها در ايران مربوط به استنباط نادرست فقها از آيه ( الرجال قوامين علی النساء) می باشد و تمامی قوانينی که در رابطه با زن و مرد زندگی زوجيت در ايران بر قرار شده از اين آيه متأثر می باشد. طبق استنباط اکثر فقها از اين آيه مردان بر زنها چيره هستند و به زعم ايشان مرد می توان بر زن حاکم باشد و زن هم می بايد تسليم بی چون و چرای او باشد و در صورت تخلف زن از مرد، بدون نياز به اثبات تخلف زن ، مرد می تواند هرگاه که بخواهد او را طلاق بدهد. ولی چناچه زن به دليل موجه مثلاٌ سوء رفتار مرد و جنون و بيماری و... حتما می بايد اين موارد را به دادگاه بات نمايد. تازه در ورود اثبات جنون مرد حتی اگر پزشک قانونی رای به بيمار بودن مرد صادر نمايد تا قاضی دادگاه می گوييد اين مرد که به راحتی بدون هيچ مشکلی مشغول کار در مثلاٌ در سازمان حسابرسی است چگونه می تواند جنون داشته باشد. فرهاد دانا - ايران
من هم دختری هستم از قافله بزرگ دختران مجرد. متاسفانه عدم توازن بين جمعيت پسران و دختران يکی از علل ميباشد. ولی علت اصلی را بايد در وضعيت نابسامان اقتصادی جستجو کرد. با توجه به شغلی که دارم چه بسيار جوانانی سراغ دارم که آرزوی ازدواج دارند ولی تنها مشکل اساسی برسر راه خود را عدم درآمد کافی وشغل مناسب ميدانند. مشکل مسکن هم مزيد بر علت ميباشد. جوانی را ميشناسم که برای تامين مخارج ازدواج خود و تهيه جهيزيه خواهرش مجبور به فروش کليه خود شده است. زری م. - ايران
به نظر من در رابطه با رفع مشکلات و معضلاتی که در مورد نحوه ارتباط دختران و پسران در ايران موجود است تنها راه اين است که آقا امام زمان (عج) خود ظهور نمايند و به برداشتهای غلطی که از آيات قرآن در رابطه با حقوق زنان و همچنين تعيين ميزان اختيارات مردان در مورد همسران و دختران خود،پايان بدهد زيرا به نظر من بيش از ۸۰% مواردی که در خصوص حقوق زنان و اختيارات مردان از قرآن برداشت شده يا اشتباه می باشد يا اينکه به دليل عدم داشتن علم کافی توسط مفسرين قرآن ، به ناحق وضع شده، چگونه ممکن است خداوندی که اين همه مهربان و رئوف است اين همه تبعيض در مورد ظريفترين انسان خود روا بدارد و به مرد که خصوصيتی مقاوم و قوی دارد اين همه سيطره و مجال ظلم به زن عطا نمايد. فرهاد دانا - ايران
به نظر اينجانب بايد در مساله اشتغال جوانان و ايجاد درآمد بيشتر بر ای ايشان فکری اساسی کرد يکی از اين راهها به کارگيری جوانان مرد در ادارات و شرکتها به جای زنانی که سرپرست خانواده نيستند. حسن الماسی - ايران
اين يک مشکل فرهنگی است . کاری به سياست و جمهوری اسلامی و جمهوری ضد اسلامی ندارد. تعدد زوجات يکی از راه حل ها می باشد. موسی - امارات
با توجه به هرم سنی جمعيت مطابق با آخرين سرشماری (آبان ۱۳۷۵) مجموع پسران در فاصله سنی ۱۰ تا ۳۴ سال (در سال ۱۳۷۵) که معادل با ۱۷ تا ۴۱ ساله های سال ۱۳۸۲ می باشند، برابر با ۱۵۱۴۷۳۵۵ نفر و تعداد دختران در همين محدوده سنی معادل ۱۴۹۶۰۰۷۰ نفر می باشند. علاوه بر اين در به استثنای محدوده سنی ۲۰ تا ۲۴ سال ۱۳۷۵ که تعداد دختران تنها ۸۹۰۰۰ نفر بيشتر از پسران می باشد، در بقيه محدوده های سنی مورد بررسی تعداد پسران بيش از دختران می باشد و از آنجا که فاصله سنی بين همسران در سالهای اخير کاهش يافته و بعضا حتی سن دختران بيش از پسران است و نيز با توجه به بالا رفتن سن ازدواج، تعداد مردان رده سنی بالاتر از ۴۰ سال نيز در اين محاسبات قابل لحاظ کردن می باشد، لذا بحث "بحران ازدواج" و کمبود شوهر منتفی است و فقط برای ايجاد بحران در جامعه مطرح می شود. لازم به ذکر است به اين تعداد، مردان ايرانی خارج از کشور و يا حتی غير ايرانی را که تمايل به ازدواج با دختران ايرانی داخل کشور را دارند می توان اضافه نمود. همچنين در سالهای اخير با توجه به مهاجرت دختران از ايران نيز می توان نتيجه گرفت نه تنها مشکلی برای دختران ايرانی وجود ندارد بلکه پسران و آقايان ايرانی بهتر است نگران باشند! فخريه م. و شهره م. - ايران
من يک جوان۲۵ساله کرد هستم که درسن۲۰سالگی ودردوران دانشجويی ازدواج نمودم وبا اينکه تاحدی احساسی ازدواج نمودم و شغل، پول وآينده مشخصی هم نداشتم و درضمن سربازی هم نرفته بودم امااکنون بعدازچهارسال اززندگی مشترکمان راضی هستم وتوانستيم باتمام مشکلات موجود، با يک برنامه ريزی ساده آينده خودراروشن کنيم، وبنده هم،هم اکنون تا آغازمرحله دکترا پيش رفته ام. ودرنهايت می خواهم به جوانان عزيزبگويم که می توان باانتخاب يک همسرخوب وآگاه وبا اميد ومثبت بينی به آينده ازدواج نمود. وزندگی خوبی داشت. چه کنيم که ما نسل سوخته است. آيو کرد - کردستان
لازم ميدانم به نکاتی اشاره کنم ۱- تعداد کشته شدگان جنگ طبق آمار رسمی حدود ۳۰۰ هزار نفر ميباشد نه يک ميليون نفر. ۲- همانند کشورهای غربی ميل به ازدواج در پسرهايی که در تهران و شهرهای بزرگ زندگی ميکنند به خاطر سهولت در برقراری ارتباط با دختران کم شده است و بيشتر پسرها بخاطر پايين بودن ايمان و اعتقاد به دستورات اسلام تمايل به داشتن رابطه نامشروع دارند که وجود انبوه دختران با اين تمايلات نيز به اين مساله دامن ميزند. ۳- بايد به آقايونی که از تعدد زوجات صحبت ميکنند بگويم اگر جرات دارند اين حرف را به مادران خود بگويند تا برخوردشان را ببينند در مرحله بعد اگر جان سالم بدر بردند به همسرانشان بگويند. وحيد ع. - ايران
مهمترين مشکل در اين زمينه وضعيت اقتصادی جامعه ميباشد چرا که جوانان به دليل اين مشکل ديگر ميلی به ازدواج نداشته واين امر موجب بالا رفتن سن ازدواج شده و در پاره ای موارد حتی موجب طلاق ميگردد .اگر جوان از لحاظ مالی تامين گردد به سوی تشکيل خانواده پيش ميرود. فرشاد حياتی - ايران
به نظر من آنچه بيشتر از هر چيز راه گشاست اينست که جوانان و خانواده ها يک بار ديگر به ملاک ها ارزش هائی که در انتخاب همسر دارند رجوع کرده و ببينند که تا چه حد در جهان واقعی ميتوان به آنها پايبند بود و از اين پای بندی متضرر نشد. آيا اين ملاک ها واقعا عقلانيست يا اينکه تنها متاثر از رسوم و فرهنگ های نو و کهنهء دست و پا گيری هستند که هميشه مردم جهان سوم را در چهار چوب تعصب و جهل به اسارت نگه داشته اند؟ ما هنوز هم در کشورمان با خانم ها و حدود آزاديشان مشکل داريم. هنوز هم بايد آقايان و آقا زاده هايشان تعيين کنند که زنان ومردان چه بايد بکنند ! مشکل ازدواج حل نخواهد شد مگر با حل شدن مشکل بی فرهنگی. فی الحال در ايرانی که روزی دارای کهن ترين فرهنگ وتمدن روی زمين بوده هيچ فرهنگ خاصی که بتوان آن را فرهنگ ايرانی ناميد يافت نميشود. هر فرد يا خانواده ای برای خود فرهنگی دارد که در بيشتر موارد نه تنها با فرهنگ همسايه ديوار به ديوارش متفاوت است بلکه با آن تضاد هم دارد. حالا در چنين بازار آشفته ای چطور ميتوان مشکلی را حل کرد؟ شجاع الدين ش. - ايران
مادرکجا بحران نداريم که حالا بخواهيم درزمينه ازدواج بحران نداشته باشيم . مادرجامعه ای زندگی ميکنيم که در برزخ سنت و مدرنيسم وا مانده است ما اگرجامعه سنتی مثل عربستان بوديم مشکلی درزمينه ازدواج پيدا نميکرديم جوانان به سختی زندگی ملال اور خود را تحمل ميکنند چه برسد به اينکه بخواهند ازدواج کنند. قاسم مقدس - ايران
عدم تناسب رشد فرهنگی و اقتصادی و همچنين تغيير ناگهانی سطح آزادی های اجتماعی در ايران به دليل وجود جو سياسی نامناسب، باعث از بين رفتن ارزشهای اصيل ايرانی و ترجمه اشتباه لغت آزادی گشته است. اگر جوانان به فکر فرار از ايران هستند....اگر تعهد ازدواج برای ايشان سنگين است و چندين اگر ديگر....مشکل من و تو نيست! مشکل از مديريت نامناسب اجتماع است. اکبر ب - ايران
آنچه شما می فرماييد صحيح است اما در اين ميان مشکل حادتری نيز وجود دارد که گريبانگير دختران روستايی است وآن اينکه به دليل ساختارهای غلط اقتصادی و عدم توزيع ثروت و عدم وجود امکانات عادلانه در مناطق مختلف کشور و تمرکز جلوه ها و مظاهر تمدنی و اسايش و امکانات در شهرهای بزرگ مخصوصا در شهر تهران که باعث مهاجرت جوانان روستايی به شهرهای بزرگ می شود و جوانانی که دختران خوش رنگ و رو و دلفريب و جذاب تهران يا شهرهای بزرگ را ميبينند ديگر رغبتی برای ازدواج با دختران هم ولايتی خود پيدا نمی کنند و اين است که بی همسر می مانند. رضا نوخواه فر - ايران
ديدگاههای ذکر شده هريک از زاويه ای به موضوع ازدواج و جوانان ايرانی نگريسته اند مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... همه حاکی از وجود بی برنامگی پرسابقه دولت های گذشته و حال برای امروز و آينده کشور است، اين واقعيت قابل کتمان نيست که مشکلات امروز نتيجه برنامه های ديروز است، با خواندن گزارش فوق اين سوال مطرح ميشود که چرا دولت ايران نگران شوهر پيدا کردن دختر خانم هاست؟ آيا طرح اين موضوع خود بيانگر ناتوانی در تامين خواسته های جوانان نيست؟ در شرائط امروز ايران ترغيب به ازدواج جوانان همان از چاله به چاه انداختن است. امروز به اذعان گزارش ۷ ميليون زن مجرد در ايران وجود دارد که با مشکل مواجهند و هرگاه در تاهل همگی موفق شويم ۷ ميليون زوج با مشکل خواهيم داشت، بنابراين آيا بهتر نيست راهی برای زندگی مجردهای با مشکلات کمتر بيابيم؟ ن. معمار - تهران
اگرتعدد زوجات رسمييت پيدا کند اين مسله تاحدود زيادی حل خواهد شد.و متاسفانه اين موضوع را نوعی فساد و هرزگی در فرهنگ ما ميدانند. عليرضا ش. - ايران
مگر طی اين چند سال که اين معضل اجتماعی مطرح شد کسی کاری انجام داده! نظر دادن ما کجای اين مشکل را تا بحال حل کرده که بايد تکرار مکررات کنيم و در آخر به قول آن دوست ساکن عربستانمان اسلام عزير خيلی وقت پيشتر اين مشکل را حل کرده يک مرد مسلمان حق داشتن ۴ زن عقدی و چندين زن صيغهای را دارد. مهتاب از تهران
به نظر من سطح توقعات بسيار بالاست هم دختر و هم بسر و مشکلى که که امروز سر راه جوانهاست بالا بودن مهريه است. جواد صابر - امارات متحده عربی
به نظر من عواملی همچون جنگ و پشت سر گذاشتن درگيريهای انقلاب در دههی اول و بیاعتمادیهای موجود نسبت به يکديگر در دهه های بعد از انقلاب که مسلما عامل آن خود ما هستيم، از مهمترين گزينههايی است که موجب شده تا چنين بحرانی ايجاد شود. لذا من معتقدم که با کمی پايين آوردن انتظارات و توقعات و کمی خوشبينانه ديدن اطراف خود و مطمئنا با انتخاب مناسب میتوانيم جامعه را از چنين معضلی نجات دهيم. به اميد آن روز. مهرداد تهرانی - ايران
اين مشکل ارتباط مستقيم با فرهنگ و روش تربيتی در ايران و مخصوصا قوانين ساختگی دينی دارد. ما موانعی را به اسم دين و تنها به اسم دين ايجاد کرده و خود و جامعه را با مشکل مواجه می کنيم.چرا که از خردسالی که زمان شروع تربيت است کودکان را با افکاری غلط رشد داده و نتيجه آن را در سنين نوجوانی و جوانی خواهيم ديد. (خشت اول گر نهد معمار کج ...) به اميد روزيکه با استفاده از روشهای صحيح تربيتی به حل تمامی مشکلات خود و جامعه اقدام کنيم. نيکا ب. - ايران
به نظر من بزرگترين مشکل ازدواج جوان ايرانی بعد از مسائل بسيار سنگين مالی، خدمت سربازی است که سد بزرگ ديگری برای ازدواج است. در اين کشور می توان با برنامه ريزی در اين مورد علاوه بر مشکل ازدواج مواردی از بيکاری را نيز رفع کرد. ولی بزرگتر از همه اين موارد قحط الرجال بودن اين سرزمين باستانی است که کسی توان برنامه ريزی و عمل را ندارد. مهران - ايران (تهران)
وقت آن رسيده که دولت جمهوری اسلامی ايران هم برای رفع اين مشکل وهم برای رفع نيازهای جنسی شهروندان وبه خصوص جوانان مراکز ازدواج موقت قانونمند ودر چهارچوب موازين شرع وقانون راه اندازی کند. محمد جواد طاهری - ايران
نميشود در اين رابطه سريع نتيجه گيری کرد همانطور که در متن گزارش آمده بالا رفتن سن ازدواج در آمريکاهم يکی از موضوعات محافل سياسی و اجتماعی آن کشور می باشد . درست اين است که اين تحقيق در کشورهايی مثل انگليس و فرانسه و آلمان وديگرکشور مورد برسی قرار گيرد چه بسا يک موضوع جهانی است و جوانان با توجه به پيشرفت علوم جديد و ايجاد ارتباطهای غيررسمی بين جوانان اين معضل جهانی را بوجود آورده است و نشان دادن هر چيزی در ارتباط های جمعی پيوند های خانواده ها را سست نموده است. ناصر يزدان - ايران
تنها راه موجود برای حل اينگونه معضلات دگرديسی فرهنگی در خانواده ها و جامعه در خصوص روابط دختر و پسر است که اين امر مستلزم پرداخت هزينهای گزاف برای خانوادهها و جامعه ميباشد که شايد چند دهه بطول انجامد. متأسفانه در جامعه ما همه چيز از ديدگاه دينی مورد بررسی قرار ميگيرد و اين امر سبب بوجود آمدن نوعی فرهنگ غلط در جامعه شده است که روابط دختر و پسر را فقط از ديدگاه جنسی و آسيبهای آن مورد بررسی قرار میدهند و نمی کوشند اين روابط را بعنوان يک واقعيت قبول و سپس آن را بررسی کنند. امروزه اکثر طلاقها در جامعه ما در اثر نداشتن شناخت کافی طرفين و ازدواج به شيوه سنتی است که اين امر باعث می شود طرفين پس از ازدواج و بعد از اينکه کار از کار گذشت و فرزندی به دنيا آمد همديگر را بشناسند. اصلان - ايران
به نظر من بايستی سختگيريها برای جوانان از بين برود وروابط بين دختروپسر به حالت عادی برگردد. خودشان ضعيف النفس هستند فکرميکنند ماها نيز مثل خودشان هستيم. حبيب الف. - ايران
مقاله شما جواب مناسبی است به کسانی که درباره قانون تعدد همسر در اسلام سوال دارند در ضمن به نظر من افزايش آمار طلاق نسبت مستقيمی با افزايش بی بند و باری اخلاقی در سالهای اخير و بعد از روی کار آمدن خاتمی دارد اگر دليل افزايش طلاق محدوديتهای جمهوری اسلامی برای جوانان است چرا در سالهای گذشته که اين محدوديت بيشتر بود طلاق کمتر بود؟ حميد توکلی - آلمان
فکر می کنم تغييراتی که در سطح جهان اتفاق افتاده يک نوع توقع و انتظار جديد از زندگی در جوانان ايجاد کرده که با نتيجه ازدواج به شيوه سنتی در ايران هماهنگی نداره. ازدواج در ايران کار از پيش تعيين شده است که سناريوش از قبل نوشته شده و همه کارهايی هم که آدم بايد بعد از ازدواج بکنه از قبل مشخصه. اين يعنی اينکه مرد يا زنی که ازدواج می کنه ديگه آزاديهای قبل از ازدواج رو نداره و يه تعدای وظيفه جديد روی دستش گذاشته ميشه که بايد اونارو انجام بده و اگه موفق نشه زندگی مشترک با شکست مواجه ميشه. يه مثال می زنم: دختری که در ايران و با يک مرد ايرانی ازدواج می کنه به طور خودکار وظيفه غذا درست کردن و بچه دار شدن روی دوشش می افته. حالا اگه دختری باشه که به آشپزی يا بچه داری علاقه مند نباشه مسلما چاره ای جز فرار از ازدواج نداره. ۵۰ سال قبل اگر دختری در ايران می گفت که به آشپزی علاقه نداره يا نمی خواد ازدواج کنه احتمالا با کتک ميفرستادنش خونه شوهر و شوهر هم آنقدر کتکش می زد تا به راه بياد. ولی الان ديگه زندگی اينطوری نيست. من فکر می کنم ازدواج و ديدگاه ما نسبت به زندگی مشترک بايد طوری تغيير کنه تا با زندگی مدرن هماهنگ بشه. همچنين مردم بايد بفهمن که ازدواج کردن يگانه طريق زندگانی نيست. فرهمند ترابی - استراليا
اينجانب دختر ۲۶ ساله ای هستم که در تهران زندگی می کنم و مجرد هستم. متن بالا را خواندم و به نکاتی پی بردم : ۱- جنگ ايران و عراق ازسال ۱۳۵۹ شروع شده و تا سال ۱۳۶۷ به طول انجاميد بنابراين جوانهای امروزی ما در آن زمان در سنين ۱۵-۸ سال بوده اند که به سن ازدواج نرسيده بودند و اين بحران در سالهای اخير بوجود آمده است . ۲- مسئله ديگر مربوط به دولت می باشد که باعث شده جوانهای کشور از کشور بافرهنگ و غنی ايران فراری شوند و به کشورهای بيگانه پناه ببرند چرا، چون آزادی ندارند نه آزادی فکری نه آزادی اجتماعی . چرا که اگر دختری را با پسری بيرون ببيند (نقل قول از شما ) آنها را به عنوان مجرم می گيرند و به آنها جرم بی عفتی و مفسد را می بندند پس در اينصورت پسرها و دخترها ترجيح می دهند همديگر را در داخل خانه ها ملاقات کنند تا به قول خود از چنين مشکلاتی دوری کنند در نتيجه مشکلات اخلاقی بيشتری پيش می آيد چرا که دولت می خواهد جلوی فساد و فحشا را به قول خودشان بگيرند در صورتيکه درحال حاضر به بالاترين ميزان خود رسيده است ۳- مسئله ديگر طلاق است . چرا شما فقط آمار و ارقام ميدهيد که ميزان طلاق در سالهای اخير درصد افزايش يافته است بهتر نيست که دلائل افزايش طلاق را پی گيری نمائيد . تمام مسائل فوق به دولت برمی گردد چراکه افزايش نرخ تورم ، افزايش بيکاری ، فزونی اعتياد در بين جوانان، افزايش فساد (به دلائل ذکر شده در بالا) مشکلات ورود به دانشگاهها ، نبودن آزادی سالم و .... تماما باعث اين مشکلات شده است . پس در نتيجه موضوع بی شوهر ماندن دخترها نمی باشد. تمامی ما خانمها حاضريم بی شوهر بمانيم ولی مشکلات جامعه حل شود چراکه ممکن است با ازدواج ما آمار طلاق نيز بيشتر شود پس ابتدا بيماری را مشخص کنيد بعد به فکر تجويز دارو باشيد . الهام ناصری - ايران
نظر من آزادی ايران بيش از حد ميباشد و باعث فساد در کشور شده است پس بايد جوانان در کشور حد خود را حفظ نمايند و پايشان را از گليم خود درازتر نکنند اينکه شما ميگوييد آزادی در کشور نيست يعنی چه؟ شما آزادی را در چه چيزی می بينيد که بقيه مردم نمی بينند. چرا فقط دخترانی که بالباسهای وحجابهای فجيعی و پسران با لباسهای فساد برانگيز و موهای بلند مثل دختران اين مسئله را احساس می کنند چرا کسانی که به خدا ايمان دارند اين مسئله را احساس نمی کنند؟ به هر حال ما راه امامان خود را ميرويم و از اين موضوع احساس خوشحالی ميکنيم و در اين کشور از امنيت اسلامی برخورداريم و هر کس که احساس می کند در اين مملکت آزادی بيش از حد وجود ندارد می تواند خيلی سريع کشور اسلامی مارا ترک کند. به اميد آنکه روزی که ديگر از اين جور جوانها که باعث فساد و تباهی جامعه خود می شوند درابن کشور نباشند روزشماری ميکنم. مريم حسينی - ايران
اين يک واقعيت اجتماعی است که بايد با آن به طور علمی و منطقی برخورد کرد. به نظر من يکی از راههای حل که تاحدی به حل معضل کمک ميکند اين است که برای ازدواج اتباع خارجی مسلمان مقيم ايران با دختران ايرانی سهولت ايجاد کرد . اين مساله که هيچگونه مانع شرعی و انسانی ندارد. تاکنون به دلايل مختلف از سوی مقامات و ادارات مختلف برای آن مانع تراشی گرديده و در مواردی حتی از روحانيونی که نبايد مخالف ازدواج مسلمان با مسلمان باشد نيز شنيده ايم که توصيه کرده اند با اتباع خارجی ازدواج صورت نگيرد. در سالهای اخير دهها هزار ازدواج دختران و زنان ايرانی با اتباع افغانی در ايران صورت گرفته که متاسفانه دولت در اين مورد تبعيض جنسی روا داشته می شود. در حاليکه اگر يک پسر ايرانی با يک دختر خارجی ازدواج کند برای دختر خارجی تابعيت و حق اقامت در ايران داده ميشود ولی شوهران خارجی دختران ايرانی از اين حق محروم اند. به نظر من به حيث يکی از راههای حل اين معضل اجتماعی که ممکن است عواقب ناخوشايندی در آينده داشته باشد در اين مورد تبعيض از دختران برداشته شده و آنها بتوانند با مردهای خارجی ازدواج کنند و شوهرانشان نيز در ايران از همان حقی برخوردار شوند که دختران خارجيی که با پسران ايرانی ازدواج ميکند دارند. احمد عبداللهی - ايران
در شماره ژوييه و اوت ۲۰۰۳ مجله فيوچريست چاپ آمريکا به نقل از اداره آمار جمعيت آمده است که در ايالات متحده آمريکا درصد افرادی که مايلند تنها زندگی کنند رو به افزايش است. در اين گزارش آمده است که بين سالهای ۱۹۷۰ الی ۲۰۰۲ درصد افراد بالغ مجرد از ۸ درصد به ۱۴ درصد رسيده است. برخلاف نگاه شما به بحث تجرد که ريشه آن را در بر هم خوردن ترکيب جمعيتی تحت تاثير حوادثی مانند جنگ می دانيد اين اداره آمريکايی معتقد است که چون مردم اميد به زندگی بيشتری دارند مايلند تا زمانی که در دوره جوانی هستند خود را به خانواده و ازدواج متعهد نکرده و در پی لذت جويی باشند . بهتر است که بالارفتن سن ازدواج را از دريچه ای ديگر يعنی تمايل مردم به استفاده بهتر از دوران جوانی ربط دهيد و صرفا مسايل اقتصادی و شايد فرهنگی را موثر ندانيد. وحيد وحيدی مطلق - ايران
يکی از علل بی رغبتی پسران در فرار از ازدواج ، اميد نداشتن به دوام زندگی مشترک بعد از تشکيل خانواده می باشد، که به نوبه خود منشا اقتصادی دارد عليرضا آذرپناهی - ايران
شايد قبل از اين هم قبل از انتشار اين آمار اين موضوع آشکار شده بود. دخترها در مورد از دست دادن دوست پسرهايشان به شدت حساسيت نشان می دهند و از سوی ديگر حتی پسرهای از همه جا بی خبر گرفتار دخترانی می شوند که آنها را ترغيب به ارتباط آنها می کنند. قبلا تعداد پسرانی که تا سنهای بالا هم دوست دختر نداشتند زياد بود، اما اکنون کمتر پسری را می توان يافت که حداقل يک تجربه دوست دختر داشتن نداشته باشد. هم اکنون دخترها حتی از سالهای راهنمايی تحصيلی دوست پسر پيدا می کنند. پيام رمضان نژاد - ايران
متاسفانه بعضی سياستهای بعد از انقلاب چنان ضربات مهلکی به ايران و ايرانی زد. شعارهايی همچون هر آنکه دندان دهد نان دهد. آيا به راستی مسببين اين خطاها چه جوابی دارند آيا به راستی اين خود خيانت نيست. من نيز جزو مهاجرين هستم. روزی به همراه دختر برادرم از مطبم بر ميگشتيم که ماموران کلانتری ما را دستگير کردند و ۲۴ ساعت ما را در اتاقکی در کنار معتادها و ... نگهمان داشتند. ايا با اين وضعيت در مملکت متخصص می ماند. آيا با اين وضعيت ازدواج آگاهانه ای صورت می گيرد و با اين اوصاف بنيان خانواده معلوم هست که چه می شود. رضا ت.
من ۲۹ ساله هستم ودر يک خانواده مذهبی بزرگ شده ام و يادم نمی آيد که در تمام عمرم گناه چندان بزرگی مرتکب شده باشم در حال حاضر فوق ليسانس دارم و اميدوارم که بتونم دکترا هم بگيرم . از لحاظ وضعيت ازدواج مجرد هستم و با صراحت می گم که هيچ اميدی ندارم که روزی بتونم ازدواج کنم. دلايل اين امر زياده که گفتنش اينجا امکان پذير نيست، ولی همين قدر بگم که با وضعيتی که تو مملکت ما ايجاد کردن هيچ اميدی ندارم که بتونم ازدواج مناسبی بکنم و من هم اصلا آدمی نيستم که بتونم با هر کسی صرفا به خاطر مدرکی که داره ازدواج کنم . بهناز ج.- ايران
مساله اساسی متاسفانه عدم وجود روابط آزادانهتر است که حتی از سوی خانوادهها اعمال ميشود. خانوادهها به فرزندان خود به شکل افراد خام و بیتجربه میبينند و بيشتر از آنکه نقش راهنما را داشته باشند، راحتتر میبينند که به هر ترتيب از ايجاد هر گونه رابطه ميان دختران و پسران ممانعت بعمل آورند و ازدواج سنتی را پيش پای آنان قرار دهند، در حاليکه جوانان امروز از ازدواج سنتی و بدون شناخت گريزانند. احسان م. - ايران (تهران)
يکی از علل بحران و عدم تمايل جوانان به ازدواج در قوانين و سنتهای نانوشته جمهوری اسلامی ايران نهفته است. يعنی بسياری از جوانان از ترس مشکلات در زندگی آينده و عدم شفافيت قوانين جديد طلاق که يک سويه و در ظاهر کمی به نفع مردان اما در عمل تماما به منفعت خانمها می باشد از ازدواج می ترسند و به آسانی تن به اين کار نمی دهند. زيرا که مرد ايرانی علاوه بر التزام به تامين زندگی همسر در حين ازدواج محکوم به تامين آتيه همسر ( مهريه و...) تا سالهای بسيار بعد از طلاق ( در صورت وقوع احتمالی آن که اين روزها طبق آمار موضوعی شايع گرديده ) می باشد. اين موضوغ باعث می شود که جوانان ايرانی با ترس و عدم تمايل به امر ازدواج بنگرند. ج. ن. - ايران
تعداد پسران به دليل جنگ و مهاجرت و... تا حدودی کمتر از دختران است. اما مشکل فعلی اين است که به دليل بالا رفتن رشد جمعيت در سالهای ۱۳۵۹ تا ۶۷ و کم شدن مجدد آن پس از ۶۷ در حال حاضر تعداد دختران بين ۱۹ تا ۲۵ بسيار بيشتر از پسران ۲۵ تا ۳۰ سال است ودر نتيجه بسياری از دختران فعلی شانس ازدواج نخواهند داشت. ولی اين روند بعد از ده سال آينده بر عکس ميشود. به نظر من الان دو کار را بايد انجام داد. اول تشويق پسران به ازدواج با دختران همسن يا بزرگتر از خود و دوم ايجاد شرايط مناسب برای کار و استقلال فردی برای دختران مجرد. حميد رضا - ايران
بالا رفتن سن ازدواج نسبت مستقيمی با افزايش انتظارات طرفين ازدواج دارد. مشکلات اقتصادی و مشاهده آمار بسيار بسيار بالای طلاق باعث می شود جوانان و خانواده های ايرانی بسيار محتاطانه و حتی وسواسی به قضيه نگاه کنند. تمام اين عوامل و برتری جمعيت دختران نسبت به پسران باعث خواهد شد جامعه با بحران اخلاقی، تعدد زوجات و مشکلاتی از اين قبيل رو به رو شود. ميثم حسينی از ايران
تمام معضل ازدواج جوانان برمی گردد به مشکل اقتصادی کل جامعه. بهزاد اکباتانی از ايران
بايد دولت برنامه هاى براى ازدواجهاى جمعى تدارک کند و از طريق جمع اعانه مخارج عروسى تهيه کند. با اين کار هم جوانان به ازدواج تشويق می شوند و هم کمک مالى براى مصارف ازدواج فراهم می شود که سد بزرگى است. محمد مهدی يوسفی از عربستان
اسلام عزيز اين مشکل را بسادگى حل کرده است؛ هر مرد می تواند چهار زن عقدى و چندين زن صيغه اى داشته باشد. ر. رازی از ايران
دولت جمهوری اسلامی نمی گذارد جوانان آزادانه در انتخاب همسر آينده شان اقدام کنند .من با يکی از دختران اهل تهران توافق نظر داشتيم و مدت دو سال شناخت پيدا کرده بوديم از همديگر ولی بدبختانه با تهديدات دولت و خوردن شلاق از دست سپاه پاسداران اسلامی مرا از ايران به افغانستان اخراج کردند و تا امروز بدبختانه تماسی با آن دوست نازنيم که سخت عاشق همديگر بوديم نداريم. امروز خيلی جوانان از خارج کشور هم می خواهند بروند داخل با همزبانان خود
+
نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط reza
|
نقد فیلم : فحشا در پشت حجاب کارگردان : ناهید پرشون
فیلم " فحشا در پشت حجاب " فیلمی مستند است و در رابطه با فحشا در ایران ساخته شده است. سازنده فیلم در سفری به ایران و شهر خود شیراز ، با فال فروشی آشنا میشود و به خانه او میرود ، در خانه او با دو زن که به عنوان مستاجر در خانه سکونت دارند برخورد میکند و این دو زن شخصیت های اصلی این فیلم را تشکیل میدهند .
مینا 20 و خورده ای سال دارد. ازدواج کرده بود و شوهرش معتاد بود و خود نیز توسط شوهر معتاد شد. همسر مینا به دلیل قتل و فروش مواد مخدر دستگیر میشود و به 35 سال زندان ( ابد ) محکوم میشود و مینا مجبور میشود برای امرار معاش خود و فرزندش به خیابان رو بیاورد .
فریبا با مردی از خانواده ای تحصیل کرده آشنا میشود و ازدواج میکند. همسر فریبا معتاد میشود و به زندان می افتد و فریبا طلاق میگیرد و به همراه پسر کوچکش برای امرار معاش خود و فرزندش به فحشا رو می آورد.
فیلم از خشونت تصفیه نشده ای در کلام و کردار برخوردار است . خشونتی که کارگردان مایل به تصفیه اش نیست و به واسطه آن زندگی پر اظطراب و بی امید زنان خیابانی را به تصویر میکشد. فریبا و مینا گاه به وقت کار از بچه های هم نگاهداری میکنند ، اما پیش می آید که فرزند خود رانیز به همراه میبرند. در صحنه ای از فیلم فریبا را میبینیم که با پسر 4/5 ساله اش در ماشینی سوار میشود. کارگردان و دوربینش هم با صحبت با صاحب ماشین او را راضی میکنند که همراه شوند و صاحب ماشین که میشنود فیلم در مورد شرایط زن ایرانی است و در خارج از کشور پخش میشود ، اجازه میدهد و میگوید که : بگذار ببینند چه جهنمی از ایران ساخته شده است. در این صحنه میبینم که چطور فریبا سر قیمت با مشتری چانه میزند. به دلیل بچه داشتن و کم سن نبودن و قیافه استثناعی نداشتنش تحقیر میشود و قیمت پایین می آید. بعدا فریبا تعریف میکند که در همان پشت ماشین با مرد خوابیده است و مرد او را از ماشین بیرون انداخته ، به طوری که خودش و فرزندش مجروح شده بودند .
دوربین وقتی که مینا و دو مرد همراه میشوند ، به همراهشان میرود. مردها که چهره شان نمایش داده نمیشود ، او را به آپارتمان خود میبرند و در حالی که یکی بچه را مشغول میکند ، دیگری با مینا به اتاقی میروند. مینا که ابتدا با هر دو به قیمت نفری 10 هزار تومان طی کرده است ، پول درخواستی اش را نمیگیرد و ناراحت منزل آنان را ترک میکند.
فیلم به مسئله صیغه میپردازد. دختری 17 ساله که از حبیب فال فروش ، فال میخرد و قبول میکند که صیغه او بشود. حبیب 65 سال دارد و در دهات زن و بچه و نوه دارد . حبیب پولدار است و با هم بنزد آخوندی میروند و آخوند صیغه را میخواند. نگرانی آخوند بیشتر از بابت آن است که دخترک سر حبیب را کلاه نگذارد. به دختر نصیحت میکند که پسران جوان بی پول و بی هدف هستند در حالی که حبیب مرد زندگی است. آخوند با تعارف هزینه جاری کردن صیغه را میگیرد و حبیب به دختر میگوید که اگر از او رضایت داشت او را عقد دائم می کند. در این عقد صیغه آخوند هیچ گواهی پدر و یا حضور والدین دختر را تقاضا نمیکند. دختر بعد از دو هفته با پولی که از حبیب گرفته ، به شهر دیگری میرود.
مینا هم صیغه دارد. مرد نسبتا جوانی که او را کتک میزند و بدنش را با تیزی میبرد و کبودی ها و بریدگی ها را به دوربین نشان میدهد. مرد دخترک یک ساله مینا را هم کتک میزند.
خشونت و عریانی کلام این دو زن با زندگی ناگزیر آن دو در هم آمیخته است. نه زنان و نه کارگردان سعی در پنهان کردن این خشونت و تصفیه آن ندارند ، و چرا داشته باشند وقتی که این خشونت ، روزمره زندگی آنان است. در قسمتی از فیلم که در کلیپ نمایش داده شده است ، بحث ایشان در مورد وسایل جلوگیری از حاملگی و کاندوم های خارجی با طعم میوه میشنویم. در فیلم این دو زن تنها در حضور مردان صیغه ایشان حجاب بر سر میکشند.
فریبا و مینا هر دو معتاد هستند. و از پریشانی و پشیمانی خود بعد از رابطه جنسی با مردان مختلف و بعد از مصرف مواد حرف میزنند.
حبیب به قصد صیغه فریبا پا پیش میگذارد ، فریبا روزنه ای برای خویش میابد. دریچه ای به سوی رهایی از خیابان. تا زمانی که اتاق حبیب را دزد میزند و حبیب فریبا را مقصر میداند و صیغه انجام نمیشود.
در پیشرفت فیلم متوجه میشویم که فریبا غم بزرگی را حمل میکند. دختر بچه ای دو ماهه داشته که شوهرش او را به قیمت 250 هزار تومان میفروشد. فریبا در بقچه ای هر آنچه متعلق به " شیما " بوده نگاه داری میکند تا اگر روزی به او برخورد ، به او بگوید که در فروش او بی تقصیر بوده. خواهر فریبا در فیلم نمایان میشود. او هم طلاق گرفته است و زندگی خود را با کار در دانشگاه میگذراند. او در برخوردش با فریبا بسیار خشمگین است .
کارگردان همینجا این دو زن را رها میکند ، و بعد از 10 ماه دوباره به ایران و شیراز برمیگردد. اما زنان دیگر در آن خانه زندگی نمیکنند. پرسان پرسان ، خانه مادر فریبا را میابد. و فریبا را که به خانه او سر میزند. فریبا اعتیادش را ترک کرده است. و صیغه مردی شده است که زن و بچه دارد. دوربین با فریبا همراه میشود و به خانه او میرود ، فریبا از دیدن کیسه هایی که به در خانه آویزان است خوشحال میشود. مدتی بعد مرد می آید ، فریبا در حالی که روسری را به سر میکشد برای او توضیح میدهد که کارگردان کیست و چه میکند و بعد مورد پرسش مرد قرار میگیرد : کجا بودی و کجا رفتی و چرا تلفن را جواب ندادی و چرا به من زنگ نزدی. فریبا تعریف میکند که از ترس شک مرد از خانه بیرون نمیرود چون روزی صد بار زنگ میزند و اگر نباشد باید جواب پس دهد. فریبا میگوید که مرد او را فقط برای سکس خودش میخواهد و نه غیر . او مجبور شده است بین فروش خود در خیابان و به مردان مختلف ، با فروش خود به یک مرد مشخص و قبول بردگی جنسی برای یک نفر ،بین پرفروشی و تک فروشی ، یکی را انتخاب کند. اما او انتخاب دیگری که بتواند جسم و جانش را حفظ کند در اختیار ندارد. در این انتخاب آزادی های خود را که در زندگی قبلی داشت از دست داده است و زندان مرد را برگزیده. به این امید که برای پسرش زندگی خوبی فراهم آورد و به این امید که دختر فروخته شده را روزگاری باز ببیند. مینا به گفته فریبا ، دختر کوچکش را نزد مادربزرگ پدری اش میگذارد و روانه شهر دیگری میشود و خبر دیگری از دست نیست.
" فحشا در پشت حجاب " فیلمی سیاه است. ناهید پرشون در این فیلم به آسیب پذیر ترین قشر جامعه ، زنان ، پرداخته است. زنانی بدون تحصیلات و بدون تخصص که راه دیگری بجز فروش جسم خود برای کسب درآمدی جهت رزق روزانه و اعتیاد ندارند. فیلم به عنوان یک برنامه مستند ، به فحشا ، صیغه روی زنان ، و اعتیاد زنان میپردازد. زندگی سیاه و بی روزن زنانی که مورد سوء استفاده های جنسی پلیس و صاحبان قدرت قرار میگیرند تا بتوانند در جامعه ای که هیچ ارزشی ندارند و هیچ کس به فکر ایشان نیست ، خود را زنده نگاه دارند و سقفی برای خود و فرزندانشان و غذایی در سفره تامین کنند. زنانی که توسط مردان زندگی شان به اعتیاد کشیده میشوند و رها میشوند تا روی پاهای لرزان خود بایستند.
فیلم نقطه ضعفهایی هم دارد. نک زدن به موضوعات مختلف و باز نکردن آنها. مثلا خود مسئله صیغه ، شرایط صیغه در اینجا اصلا باز نشده. اینکه زن در ازدواج دائم بالاخره با شرایطی حق طلاق دارد ولی در صیغه زن هیچگونه حق طلاقی ندارد ، و باید تا پایان مدت صیغه بسازد ، مگر آنکه مرد راضی شود که زودتر صیغه را باطل کند. ( بعضی کوتاه بودن مدت صیغه را دلیلی بر موجه بودن این بی حقوقی زن در این نوع ازدواج میدانند ، اما اول اینکه صیغه میتواند دراز مدت باشد ، و دوم اینکه مسئله حق زن در پایان بخشیدن به این نوع ازدواج است که از او صلب شده، چه یک ساعت باشد چه 99 سال ) . مسئله اعتیاد زنان ، صیغه ، فحشا ، این همه به عنوان مشکلات زنان با نگاهی کلی در فیلم برخورد ( و نه بررسی ) میشود ، درحالی که هر کدام از اینها مشکلی به جای خود هستند و هرچند در بسیاری موارد با هم آمیخته میشوند اما شاید میشد با دیدگاه جامع تر و حتی کارشناسانه مورد برخورد قرار گیرد.
فیلم به سیاه بودن متهم شده. چگونه میشود چنین فیلمی را سفید کرد. چگونه میشود بر دهان دختر 17 ساله ای که به همبستری با مردی 65 ساله رضایت میدهد خنده نشاند ، چگونه میشود بر بریدگی های دست مینا مرهم گذاشت و چگونه میشود فریبا را در انتخاب یکی از دو راهی که در اختیار دارد ملامت کرد؟
فیلم سیاه است. نه از امیدی حرف میزند و نه روزنی نشان میدهد . کارگردان سعیی ساختن یک " پایان خوش " ندارد. امیدی نیست، روزنی وجود ندارد. سیاهی ای که در این فیلم با این شفافی و بدون تصفیه های مرسوم نمایش داده میشود سرنوشتی است برای بسیاری از زنان کشور ما. سرنوشتی که میتوانست از آن من باشد ، از آن تو باشد...
+
نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط reza
|
آيا زن در اسلام ، جنس دوم به شمار میآيد؟(2)محمدرضا باقرزاده
پس از آنكه اولا معلوم شد زن و مرد در مقامات انساني و گوهر آدميت همسان هستند و از سوي ديگر اين دو از ن
ظر روحي و جسمي تفاوتهاي مهمي با يكديگر دارند اجمالا بايد پذيرفت كه اين تفاوتها احكام جداگانهاي را ميطلبد...
«زنان ترجيح ميدهند كه به جاي ايفاي نقش مستقل بيشتر سازگار شونده باشند و مورد توجه و احترام مردان قرار گيرند... ريشه چنين تفاوتي (استقلال طلبي مرد ـ وابستگي زن) را به عاطفي بودن، ضعف جسماني و... باز ميگرداند. اين ويژگی كه بيشتر ريشه فيزيولوژيكي دارد زنان را واميدارد كه تحت نظر پدر و يا شوهر زندگي كنند. به گفته «كليودالسون» زنان از مرئوس بودن بيشتر لذت ميبرند تا رئيس بودن.»[1]
«زنان، مردان با صلابت، شجاعت، و با تدبير را بيشتر ميپسندند... رشد عقلاني و يا بكارگيري نيروي عقل زنان، هم سطح مردان نميباشد زيرا شدت عاطفه و احساساتي بودن، زمينه شكوفايي عقل را در زنان محدود ميسازد...»[2]
«زن از مرد عاطفيتر و با اين سرشت به دنيا ميآيد و با آن زندگي ميكند.»[3] «خانم «كليو داليسون» روانشناس، ميگويد: به اين نتيجه رسيدهام، خانمها تابع احساسات و آقايان تابع عقلاند... نقطه ضعف خانمها احساسات شديد آنهاست، مردان هميشه عمليتر فكر ميكنند، بهتر قضاوت ميكنند، سازمان ده بهتري هستند، بهتر هدايت ميكنند، پس برتري روحي مردان بر زنان چيزي است كه طراح آن طبيعت ميباشد. هر قدر هم خانمها بخواهند با اين واقعيت مبارزه كنند بيفايده خواهد بود. خانمها به علت اينكه حساستر از آقايان هستند بايد اين حقيقت را قبول كنند كه به نظارت آقايان در زندگيشان احتياج دارند.»[4]
«جنس زن هيجانيتر از مرد است و كيفيت هيجان او نيز با مرد فرق ميكند.»[5] و «به طور قطع جنس نر از ماده پرخاشجوتر است.»[6]
و از لحاظ رفتاري «زنان بيشتر از مردان به دروغ توسل ميجويند چون قوة تخيل آنان با پوشاندن پوشش جذاب، دروغ را به راست و كذب را به حقيقت نزديك ميسازد.»[7]
تلاش غرب براي كشاندن زنان در عرصههايي كه چندان تناسبي با طبيعت آنها نداشته نيز نتوانسته واقعيت را ديگرگون كند به گونهاي كه در نشريه مردان علم آمريكا، در برابر 247 مرد فقط سه زن به عنوان برجسته و مشهور ثبت شده است، در اين نشريه درصد زناني كه در عرصههاي علمي درخشيدهاند 4/7 ثبت گرديده است، كه تعداد آنها در علوم مختلف فرق ميكند.»[8]
واقعيت اين است كه «زنان به خاطر ظرافت رواني و عصبي نبايد به كاري گمارده شوند كه خشن و درهم كوبنده است.»[9]
«زنان در حافظه فوري بر مردان برترند و مردان در حافظه غيرفوري بر زنان برتري دارند.»[10]
اختلافات ناشي از جنسيت تا حدي است كه به قول ترمن «هر سلول بدني انساني حامل علامت جنس خود ميباشد» و در يكايك سلولهاي بدنش همچنين دستگاههاي عضوي و مخصوصاً سلسله عصبي، نشانه جنس او را بر روي خود دارد.»[11]
و بالاخره اين كه «دنياي مرد با دنياي زن به كلي فرق ميكند، اگر زن نميتواند مانند مرد فكر كند يا عمل نمايد از اين روست كه دو جسم متفاوت دارند. ... آنها ميتوانند همديگر را بفهمند و مكمل يكديگر باشند ولي هيچ گاه يكي نميشوند. به همين دليل است كه زن و مرد ميتوانند با هم زندگي كنند و عاشق يكديگر شوند و از صفات و اخلاق يكديگر خسته و ناراحت شوند.»[12]
پس از آنكه اولا معلوم شد زن و مرد در مقامات انساني و گوهر آدميت همسان هستند و از سوي ديگر اين دو از نظر روحي و جسمي تفاوتهاي مهمي با يكديگر دارند اجمالا بايد پذيرفت كه اين تفاوتها احكام جداگانهاي را ميطلبد خصوصاً آنكه اساساً تشابه غير از تساوي و تبعيض غير از تفاوت است. تفاوت ممكن است تبعيض آميز و ناعادلانه باشد در حالي كه ممكن است عادلانه و منطقي نيز باشد چه اينكه تشابه در صورت تفاوت شرايط و زمينهها خود نوعي تبعيض ناروا و بيعدالتي است. تبعيض آن است كه بر دو موضوع با شرايط مساوي احكام جدا گانه جاري شود در حالي كه آنچه در اسلام است عين عدالت است چون تفاوت حكيمانه است نه تبعيض ظالمانه.
به عنوان نمونه در خصوص علت تفاوت در حكم قصاص ميان زن و مرد همچنين بايد توجه داشت كه آيات قرآن حق قصاص را بدون هيچ تفاوتي ميان زن و مرد در نظر گرفته است و نفس را در برابر نفس قرار داده است اعم از اين كه زن باشد يا مرد.[13]
توجه به خاستگاههاي متفاوت اين حكم ما را در دستيابي به علت اين تفاوت ياري خواهد كرد. قاتل يك زن همچون قاتل يك مرد از نظر مجازات اخروي معاقب است و اينگونه نيست مرد بودن قاتل و زن بودن مقتول او را از چنگال عذاب الهي رهايي بخشد. اما در عين حال خاستگاه اقتصادي است كه اين حكم را متفاوت خواسته است. در تفاوتي كه ميان مرد و زن در حكم قصاص وجود دارد هرگز ارزش انساني زن و مرد و جايگاه اجتماعي آنان ملاك نبوده است چنانكه تاثير عاطفي اين حكم در تسكين آلام روحي خانواده مقتول نيز مبناي تشريع اين قانون نيست بلكه مبناي اين حكم جايگاه اقتصادي هر يك از آن دو بوده است. مسئوليت اقتصادي مرد و رياست او بر اداره خانواده كه در نظام حقوقي اسلام پيشبيني شده است هر گونه مسئوليت اقتصادي را از دوش زن برداشته است. بر اين اساس اگر مرد در برابر زن به قتل برسد و قصاص شود منتهي نصف ديه مرد نيز به خانواده قاتل پرداخت شود هم عدالت از نظر اقتصادي تامين شده است و هم مصالح قصاص تامين شده است.
و يا در مورد ديه بايد بر اين حقيقت تاكيد كرد كه ديه نيز نظير قصاص بهاي خون انسانها نيست بلكه جبران خسارتي است كه بر شخص وارد شده است. كاملا آشكار است كه هم از نظر حقوقي و هم از نظر واقعيت خارجي ميزان اين خسارت نسبت به هر يك از زن و مرد كاملا متفاوت است. در اسلام از نظر حقوقي مرد رياست خانواده و مسئوليت اقتصادي آن را بر عهده دارد و زن در اين رابطه هيچ مسئوليتي ندارد و تامين مسكن خوراك پوشاك و نيازمنديهاي او بر عهده مرد است. و البته بايد دانست كه قانون براي استثنائات كه غيرقابل انكار نيستند وضع نميشود و براي استثنائات بايد راه حلهاي استثنائي جستجو كرد. و دولت اسلامي بايد براي اين موارد راهكارهايي بينديشد.
از آنچه گفته شد علت تفاوت ميان زن و مرد در حكم ارث نيز مشخص ميشود. البته ارث زن در همه حالتها از مردان كمتر نيست و در مواردي هم كه متفاوت است بايد تفاوت سهم الارث زن و مرد را در عدم مسئوليت وي در قبال مسائل اقتصادي خانواده و عدم الزام وي به خدمت سربازي و جهاد دانست كه از جهت اقتصادي و مالي زن را از هر گونه هزينهسازي در امور مالي معاف و او را تحت حمايت مرد قرار ميدهد.
در خصوص شهادت زنان نيز بايد گفت اولا در حدود اسلامي كه شهادت زنان پذيرفته نيست شايد از آن جهت است كه در امور مالي كه دو شاهد زن و يك مرد نياز است در تفسير صافي «احتمال فراموشي» دليل تعدد شهود زن به حساب آمده است.[14] و از نظر علمي نيز اين مطلب در مورد زنان مورد تاييد است چنانكه گروهي از روانشناسان ميگويند: «نتايج تحقيقات حاكي از آن است كه هيجان ميتواند بر بازيابي از حافظه دراز مدت حداقل از چهار راه مشخص اثر بگذارد.»[15]
از سوي ديگر عامل شرم و حيا، نيز در ميزان كارآيي حافظه تاثير دارند و آن را كاهش ميدهند.[16]
از آنجا كه هر دو عامل يعني شرم و حياء و نيز هيجانات احساسي، هر دو در زنان بيش از مردان است[17] لذا در فقه اسلامي نسبت به شهادت قضايي زنان شاهد حكمي متفاوت از مردان هستيم.
به هر حال در نظام حقوقي اسلام تفاوتها براساس تمايزات تكويني است و مصالح واقعيه منشا آنها است چنانكه در عرصه سياست و اداره جامعه نيز در مواردي كه مفسدهاي نباشد زنان مثل و مانند مردان و همدوش آنان مشاركت دارند. تاريخ اسلام مالامال از صحنههايي است كه زنان آفريدگار آن بودهاند.[18]
و در روايتي از امام باقر(ع) نقل شده كه در بيان گروندگان با حضرت ولي عصر(عج) نيز پنجاه زن وجود دارد كه بين ركن و مقام در مسجد الحرام با آن حضرت بيعت ميكنند.[19]
اساساً در خصوص مشاركت سياسي زنان در اداره جامعه اسلامي قاعده اين است كه ادله شرعي و خطابات قرآن و روايي كه در خصوص تكاليف سياسي مسلمانان وارد شده عموماً ناظر به رجوليت نبوده بلكه مخاطب آنها همه مسلمانان هستند نظير آيات پيرامون امر به معروف و نهي از منكر، و تولي و تبري و نظاير آنها. مضافا اينكه در برخي از اين گونه آيات خطابات خاصي نسبت به زنان وجود دارد كه به خوبي نمايانگر توجه تكليف به زنان ميباشد. نظير امر به معروف و نهي از منكر و هجرت.
در تاريخ اسلامي و در مقام عمل نيز بسياري از فعاليتهاي سياسي زنان مسلمان با تاييد معصومين همراه بوده و يا اينكه تقرير و سكوت معصومين در اين خصوص نيز از وجوه حجيت چنين اقداماتي است و اگر احكامي محدود كننده در اسلام نسبت به زنان وجود دارد هرگز نميتواند به معناي ناديده گرفتن تواناييهاي اين بخش از اجتماع در ادراه جامعه و نقش آفريني اجتماعي قلمداد شود.
بنابراين بايد گفت زن از ديدگاه اسلام گوهر خلقت زنان همان گوهر خلقت مردانه است هر چند تفاوتهاي غير جوهري كه البته و در عين حال مهم نيز هستند در خلقت آنها هست كه به مقتضاي حكمت الهي در نهاد انسانها نهاده شده تا افراد بشر در كنار هم به استكمال دست يابند و تفاوت در حقوق نيز تابعي از همين تفاوتهاي تكويني است. از اين رو نه در انسانيت بهرهاي كمتر از انسانيت مردانه دارد و نه حقوق اسلامي بر اين پايه قرار دارد كه زن انساني فرعي و جنس درجه دوم است.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردين 1385ساعت 10:45 توسط سس | نظر بدهید
فعلا کتابهای زیر را بخوانید تا بعد
1. مقدمهاي بر روانشناسي زن (با نگرش علمي و اسلامي)، هاشمي / كاوندي، ص 93 ـ 66 ـ 62 ـ 7 ـ 3.
2. مقدمهاي بر روانشناسي زن، هاشمي /كاوندي، ص 130.
3. قدرت زن مؤثرترين شگردهاي قاطعيت، آن ديكسون.
4. مجله زن، ش 101.
5. بحران خودكشي، ص 101 ـ 40.
6. روانشناسي زنان، ص 122.
7. روح زن، جينا لمبروز، ص 119.
8. ماهنامه اطلاعات علمي، سال 13، ش 10، ص 6.
9. بنوات گري، زنان از ديد مردان، ص 30. همه مطالبي كه به عنوان نقد علمي در اين كتاب گزارش شده برگفته و اقتباسي بود از مجله نقد، شماره 17، به نقل از كتاب زن در نگاه علم (تفاوتهاي بيولوژيك زن و مرد سه بخش بدن، روان، هوش)، نوشته سيد هادي حسيني.
10. جهان شگفتانگيز، مغز، جوديت هوپروديك، ص 367.
11. انسان موجود ناشناخته، 100 به نقل از كتاب نقد، ج 12، ص 56.
12. مجله زن روز، ش 90، ص 178 ـ 176.
13. النفس بالنفس من قتل نفسا فكانما قتل الناس جميعا.
14. الصافي في تفسير القرآن، ملا محسن فيض كاشاني، ج 1، اسلاميه، چاپ ششم، 1362، ص 235.
15. درآمدي بر روانشناسي، ج 1، ريتا آتكين سون، ريچارد آتكين سون، و ارنست هليگارد، ترجمه دكتر حسين مرندي، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1368، ص 286 ـ 285.
حجاب وپوشش براي بانوان ـ بويژه حجاب برتر ـ وتوجه به تحريم عفاف وحراست آن درزن از اصيل ترين سنگرزنان واز مهمترين وسودمند ترين قانون الزامي آفرينش براي آنها درجامعه است ، به عبارت روشنتر ،حجاب وپوشش ،سنگر سعادت وپيروزي ورستگاري زنان وجامعه است،که اگراين سنگر آسيب ببيند ويافرو ريزد ،عوامل سعادت ،پاکزيستي وشرافت آنها فرو مي ريزد.
لزوم پوشيدگي زن دربرابر مرد بيگانه يکي از مسائل مهم اسلامي است،درخود قرآن کريم درباره اين مطلب تصريح شده است ،پوشيدن زن ازمرد بيگانه يکي ازمظاهر لزوم حريم ميان مردان وزنان اجنبي است ،همانطورکه عدم جوازخلوت ميان اجنبي واجنبيه يکي از مظاهر آن است.
با کمال تأسف ديناي غرب ودنباله روهاي آنان اين مسئله بسيار مهم اسلامي واخلاقي را ناديده گرفته ،بلکه به عکس با کمال گستاخي برضد آن ،گام بر مي دارند وآنرا عامل تخدير ورکود وواپس گرايي دانسته،تا آنجا که دردانشگاههاي خود ،دختران داراي پوشش را اخراج مي کنند،با اينکه : حجاب ؛سنگر حفظ عفت ومعرف شخصيت زن وجامعه ،سنگر حفظ زيبايي وشکوه زن ،سنگرحفظ صحيح ارتباطها ورشته هاي اجتماعي ،سنگر حفظ اخلاق فردي واجتماعي ،سنگر ودژ خلل ناپذير،براي حفظ مرزها وشيرازه هاي روابط مختلف بوده وکيان خانه وخانواده را از هرگونه انحراف وگمراهي ،حفظ مي کند.
براستي درچه دنياي جاهليتي قرار گرفته ايم که دنياي غرب والگو تراشان غربزده ،حتي در کشورهاي اسلامي شکستن چنين سنگر و دژي را علامت ترقي ،رشد وتمدن مي دانند ،وبه عکس حجاب وحفظ حريم عفاف را نشانه عقب گرد و واپس گرايي.
دزدان عفت وغارتگران استعمار،براي فريب اذهان ،و وسيله قرار دادن زنان به عنوان يک کالا ،مي خواهند زنان را که نيمي از جامعه انساني هستند از همين راه ،از درون تهي کنند،وبا اين کار به تهاجم فرهنگي خود ادامه دهند،آنها چنين القاء مي کنند که:
حجاب ؛سدي بر سرراه تکامل آنهاست.
حجاب؛زنان را در زندان زندگي حبس کرده وآنها را ا ز تعالي و رشد باز مي دارد.
حجاب ؛از توسعه علمي،فکري ،فرهنگي ،هنري زنان مي کاهدو...
درحاليکه حجاب اسلامي ،آنگونه پيامدهاي شوم راندارد،بلکه وسيله وسنگر محکمي برا ي استواری زندگي بانوان بوده وپشتوانه نيرومندي براي آنها درراستاي توسعه علمي ،فکري ،فرهنگي و هنري است.
اي خواهرانم حجاب تيغ شما ست تيغ خود رااز کف نيندازيد.
ونيز شرف زن به يمن عصمت اوست اين شرف را از تن نرنجانيد
و اين را بدانيد که:
هر شاخه ای که از باغ برون آرد سر در ميوه آن طمع کند راهگذر
بخش اول : حجاب از نظر قران
اشاره: اصل وجوب حجاب براي زنان ازضروريات دين اسلام است،ومنکر آن در حکم منکر دستورات ضروري اسلام است وکسي که ازروي عمدوآگاهي منکر ضروريات اسلام شود،درحکم کفراست ،مگر اينکه معلوم باشد که منکر خدا ويارسول خدا نيست.
ضروري ووجوب حجاب داشتن برای زنان ازنظر قرآن ،وگفتار پيامبر وامامان وبه حکم عقل واجماع واتفاق رأي علماي اسلام ثابت است.
درقرآن براي وجوب حجاب وحدود آن ،به چهارآيه که صراحت برآن دارند تمسک شده ولي درمورد حفظ عفت وپاسداري از حريم آن ،درقرآن بيش از ده آيه وجود دارد.
»تجزيه وتحليل آيه 30سوره نور
درآيه 30سوره نور (به عنوان نخستين آيه اي که صراحت بر وجوب حجاب دارد) مي خوانيم:
«وقل للمومنات يغضضن من ابصارهن ويحفظن فروجهن ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن علی جيوبهن ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن ...»
اي پيامبر به زنان با ايمان بگو چشمهاي خودرا (از نگاه به نامحرمان ) فرو گيرند ،ودامان خويش را حفظ کنند ،وزينت خود را ـ جزآن مقدار که نمايان است ـ آشکار نسازند،و(اطراف ،روسريهاي خود را بر سينه خود افکنند (تا گردن وسينه با آن پوشيده شود.)وزينت خود را آشکا رنسازند مگر براي شوهرانشان وساير افراد محرمشان...
شرح کوتاه
دراين آيه به پنج موضوع در رابطه با حجاب وحفظ حريم عفت تصريح شده است:
¬1 .زنان بايد ديدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو بنندند.
¬ 2.زنان بايد دامن خود را از هرگونه عوامل بي عفتي ،حفظ کنند.
¬ 3.زنان بايد زينت خود را ،جز آن مقدار که بطور قهري آشکاراست ،آشکار نکنند.
¬ 4.زنان بايد روسريهاي خود را بر سينه بيفکنند.
¬ 5 .زنان بايد زينت خود را جز براي افراد محرم خود،آشکار نکنند.
ابن عباس عالم ومفسر بزرگ عصر پيامبر در تفسير جمله
« وليضربن بخمرهن علی جيوبهن»
مي فرمايد: يعني زن بايد مو وسينه ودور گردن وزيرگلوي خود را بپوشاند.
منظور از زينت چيست؟
با بررسي گفتار اهل لغت چنين فهميده مي شود که زينت به معني زيبايي در مقابل زشتي است وشامل هر نوع زينت وآراستگي ،از طبيعي وعارضي ،از لباس وبدن وزيور آلات خواهدشد،وزينت در زن ،آن زيبايي هاي آشکاراست.
بنابراين واژه زينت وسيع است.زينت ،هم شامل زينت هاي طبيعي مثل صورت ،بازوان ،سينه ،گردن و....وهم شامل زينت هاي اکتسابي مثل آويختن زيور آلات است.
بخش دوم :آيات هشدار گردر حفظ سنگر حجاب وعفت
₪1.نهي از کوبيدن پا بر زمين
درذيل آيه 31سوره نور،پس از آنکه خداوند به پيامبرفرمان مي دهد که به زنان با ايمان بگو حجاب خود را رعايت کنند ،مي فرمايد «ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن »
بايد زنان ،هنگام راه رفتن ،پاهاي خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود .
₪2 .نهي ازسخن گفتن زن با نازوکرشمه
درذيل آيه 32 سوره احزاب ،خداوند خطاب به همسران پيامبر ميفرمايد:«فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض وقلن قولا معروفا »با صداي نرم ،به گونه هوس انگيز ،سخن نگوييد،که بيمار دلان در شما طمع کنند ،بلکه به خوبي سخن گوييد .
₪3.اخطار شديد به آسيب رسانان به حريم عفت
درآيه 60 سوره احزاب (بدنبال فرمان حفظ حجاب درآيه 59همين سوره) با هشدار واخطارشديد به بيمار دلان وغارتگران حريم عفت ،خطاب به پيامبرمي فرمايد:
(لئن لم ينته المنافقون والذين في قلوبهم مرض والمرجفون في المدينه لنغرينک بهم)
اگر منافقين وآنها که دردلهايشان بيماري است وآنها که اخباردروغ وشايعات بي اساس درمدينه پخش مي کنند،دست از کارخود برندارند،تو را برضد آنها مي شورانيم .
بخش سوم :ايرادها واشکالات
₪1.حجاب ومنطق
اولين ايراد اين است که حجاب دليل معقولي ندراد ومنطقي نيست . مي گويند: منشاء حجاب يا غارتگري ونا امني بوده که امروز وجود ندارد،يا فکر رهبانيت وترک لذت بوده است که فکر باطل ونادرستي است .
پاسخ اين ايراد اين است که حجاب ،از جنبه هاي مختلف رواني ،خانوادگي ،اجتماعي ،حتي از جنبه بالا رفتن ارزش زن ،منطق معقول دارد.
مرد بطور قطع از نظرجسماني بر زن تفوق دارد،از نظرمغز وفکر نيز تفوق مرد لااقل قابل بحث است ،زن دراين دو جبهه دربرابر مرد قدرت مقاومت ندارد ولي زن ازطريق عاطفي وقلبي هميشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است .حريم نگه داشتن زن ميان خود ومرد يکي از وسايل مرموزي بوده است که زن براي حفظ مقام وموقع خود دربرابر مرد از آن استفاده کرده است.
اسلام زن را تشويق کرده است که ازاين وسيله استفاده کند وهر اندازه ،متين تر وبا وقارتر حرکت کند،بر احترامش افزوده مي شود.
درقرآن کريم نيز توصيه مي کند،زنان خود را بپوشانند،بعدمي فرمايد:
«ذلک ادني ان يعر فن فلا يؤذ ين »
يعني اين کار براي اينکه به عفاف شناخته شوندومعلوم شود وخود را دراختيار مردان قرار نمي دهند،بهتر است.
درنتيجه حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبکسر مي گردد.
₪2.حجاب واصل آزادي
مي گويند: حجاب موجب سلب حق آزادي مي شود که يک حق طبيعي بشري است ونوعي توهين به حيثيت انساني زن به شمار مي رود .
هر انساني شريف وآزاد است ،مرد باشد يا زن ،سفيد باشد يا سياه ،تابع هر کشور يا مذهبي که باشد.
پاسخ اين ايراد آن است که فرق است بين زنداني کردن درخانه وبين موظف دانستن زن به اينکه وقتي مي خواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد.
در کشورهاي متمدن جهان براي مردان نيز محدوديت هايي وجود دارد.اگر مردي برهنه يا درلباس خواب از خانه خارج شد ويا با پيژامه بيرون آيد،پليس ممانعت کرده به عنوان اينکه اين عمل بر خلاف حيثيت اجتماع است ،اورا جلب ميکند.
هنگامي که مصالح اخلاقي واجتماعي ،افراد اجتماع او را ملزم کند که درمعاشرت اسلوب خاصي را رعايت کند مثلا با لباس کامل بيرون آيند ،چنين چيزي نه بردگي نام دارد ونه زندان ،نه ضد آزادي وحيثيت انساني است ونه ظلم وضد حکم عقل.
برعکس ،پوشيده بودن زن ،درهمان حدودي که اسلام تعيين کرده،موجب کرامت واحترام بيشتر اوست؛زيرا اورا از تعرض افراد جلف وفاقد اخلاق مصون مي دارد.آري اگر کسي بگويد زن را بايد درخانه حبس کرد،اين با آزادي طبيعي وحيثيت انساني وحقوق خدا دادي زن منافات دارد.چنين چيزي درحجاب هاي غير اسلام بوده است ،ولي در اسلام نبوده ونيست.
بخش چهارم :آثار وفوائد حجاب
₪1.حجاب ونقش آن درسلامت اجتماع وآرامش رواني
رعايت حجاب درسلامت وپاکي اجتماع مؤثر است ،به علت تاثير زياد آن در استحکام خانواده به عنوان پايه واساس اجتماع ونيز تاثير آن در ساخته شدن فرزندان با تربيت صحيح وپاک نگه داشتن محيط اجتماع از عوامل تحريک آميز حيواني .
معلوم است وقتي کانون خانواده گرم وپر جاذبه باشد،اين گرمي واستحکام دربالا بردن روحيه عمومي مردم وجامعه تاثير بسزايي خواهد داشت ،وقتي کودکان چنين خانواده اي با تربيت صحيح وتعادل روحيه وافکار پرورش يافتند،درجامعه منشأ سازندگي ، ترقي وتعالي مي شوند.
اکثر دختران وپسراني که درسنين پايين به دام مفاسدمختلف مي افتند،کساني هستند که از تربيت حقيقي وصحيح محروم بوده اند اين ظلم را هيچ کس جز والدين به آنها نکرده اند.
از طرفي با رعايت حجاب ،ريشه بسياري از تفاخرها،تکاثرها ،اسرافها ،تحريک هاي بي موقع در اجتماع کنده خواهد شد وبذر فساد خشکيده خواهد شد.
چرا که ديگر زنان عمر خودرا به جاي مصرف دراينگونه ضد ارزشها درجهت هدف نهايي زندگي انساني وسعادت راستين صرف مي کنند ولذا ديگر ،گناه به فساد کشاندن ساير افراد جامعه واتلاف عمر آنان وايجاد زمينه براي انواع فساد در اجتماع صورت نمی گيرد.
گسترش بوتيک هاي کذايي ،تهيه وتوزيع لباسهاي مبتذل غربي با تصويرها، تکثير وتوزيع نوارهاي مبتذل ونوارهاي موسيقي و...ازمواردي هستند که جوانان بي گناه وکم تجربه را به سوي منجلاب فساد وتباهي سوق مي دهند.
براي اينکه جوانان از اين آفات در امان باشند،بايد درخانواده بطور صحيحي تربيت شوند،اما اگر مادر اسير انواع هوسها وتمايلات حيواني باشد،نمي تواند براي فرزندانش الگوي کاملي باشد.
₪2.حجاب ونقش آن درمسئوليت هاي اجتماعي
هر انساني در برابر اجتماع خود وظايف ومسئوليتهايي دارد وزنان نيز هر چند با گرم نگه داشتن کانون خانواده وتربيت صحيح فرزندان ،بزرگترين خدمت ها را به جامعه مي کنند،اماانتظار از آنان به عنوان نيمي از پيکره جامعه بيش ازاين مي رود.اسلام عزيز خواسته است که آنان درجامعه نيز نقش داشته باشند.
حضور زنان درستادهاي پشتيباني ،درماني وغذايي،همدوش با رزمندگان اسلام ودر ديگر جاها در دوران پيامبر وحضور گسترده آنها درتاريخ انقلاب اسلامي ايران چه در پيروزي انقلاب اسلامي ايران وچه دردوام آن به خصوص دوران جنگ وساير مسايل زندگي خود نشانگر اين انتظار است .
امام خميني قدس سره ،درمورد نقش زنان درانقلاب اسلامي مطالب مهمي بيان کرده اند که،از آن جمله خطاب به آنان چنين مي فرمايند: «نقش شما زنان در اين نهضت از مردها بيشتر بوده »؛ونيز مي فرمايند : «همانطور که مردها وارد ميدان بودند،بانوان محترم هم وارد بودند،بلکه زحمات اينها بيشترازمردها بود.»
₪3.خروج از لشکريان دشمن وايمني از عذاب الهي وکسب ثواب اخروي
شيطان از روابط زن ومرد براي به گناه انداختن ،استفاده مي کند لذا بد حجابي وبي حجابي ونيز عدم رعايت اصول شرعي در روابط با نا محرم ،شخص را در معرض خشم خدا قرار مي دهد .
چرا که وجود شخص ،هم آلوده به گناه مي شود وهم آلوده کننده ديگران واين چيزي نيست که خداوند براي بندگان دوست داشته باشد.
بزرگان دين وهمه انبياء وائمه حاضر بودندسخت ترين آزارها وشکنجه ها را تحمل کنند،ولي هرگزلحظه اي دچار خشم خداوند نشوند.
گيريم که ما محبوب هزاران وميليونها نفر ازبندگان خدا بشويم،چه فايده اگر محبوب خدا نباشيم واو راضي نباشد.
پيروزي هاي ظاهري نبايد ما را گول بزندوعقل وشعور را از ما بگيرد وما را دچار عذاب دردناک الهي کند که
« ان ربک لشديد العقاب » (1)
خانمي که درحجاب مخالفت امر خدا را ميکند،پس از مرگ چه مي کند؟روزي که همه چيز وهمه کس اورا تنها مي گذراند ورها ميکنند،چرا بايد عشق ورضايتش را فداي خود خواهي هاي ديگران کند؟ او نبايد خود رااسير هوسها ودامهاي شيطاني کند.
از طرف ديگر خداوند،همان طور که براي نافرماني وگناه عذاب وعقاب قرارداده ،همانطورهم براي کساني که به فرمانهاي اوعمل مي کنندپاداش وثواب اخروي قرار داده است.
₪4 - پوشش اسلامي وحفظ نسل از خطر سقوط
شکي نيست که يکي از آثار بي حجابي ،بي بندوباري وروابط نامشروع در ابعاد وسيع است چنانکه دردنياي غرب ،به خوبي ديده ميشود،وآثارنکبت بار روابط نا مشروع برکسي پوشيده نيست،يکي از آثار ،آلوده شدن نسل ،وبه دنبال آن سقط جنين وتولد فرزندان نا مشروع وغير قانوني است که متأسفانه بر اثر عدم رعايت عفت وپوشش اسلامي ،اين آثارروز بروز بيشتر ميشود وآمار نشان مي دهد که اين موضوع در کشورهايي که پوشش اسلامي رعايت نمي شود به مراتب بيشتر از جاهايي است که پوشش اسلامي رعايت مي شود.
طبق گزارشي که اخيراً از طرف اداره «تحقيقات اجتماعي امريکا» انتشار يافته ،تعداد نوزادان غير قانوني نسبت به ده سال قبل 47درصد افزايش يافته است(2)
بدون ترديد: يکي ازبزرگترين مشکلات اجتماعي ،وجود فرزندان بي سرپرست است که اصل خلقتشان بر اساس انحراف پايه گذاري شده است وبر اثر وجود زمينه نا مساعد معنوي درآنها ،خطرات آنها از نظر رواني بسيار قابل توجه وجدي است ،چنين فرزنداني مسلما طبيعي نيستند وچون پايه وجوديشان بر اساس قانون شکني پي ريزي شده ،تا حدود زيادي به گناه وقانون شکني متمايل هستندزيرا ميوه گناه هستند.
روشن است که حجاب اسلامي ،نقش اساسي درحفظ نسل وتأمين پاکي خلقت نسلهاي آينده دارد،چرا که زن مربي جامعه است وانسانها از دامن او پيدا مي شوند،اگر او دامن خود را در پناه پوشش حفظ کند سعادت انسانهاي آينده را پايه ريزي کرده است.
₪5 - مبارزه با نفس
ميل به خود نمايي وجلوه گري به مصالحي در سرشت زن ،نهفته است که بايد درمسير درست وهدفي والا بکار گرفته شود.
چرا که هيچ گرايشي بدون جهت در جان انسان به وديعت نهاده نشده است . اما اگر اين گرايش ،مرزي نداشته باشد وهمه جا نمود داشته باشد،فساد آفرين است.
زيبايي براي زن دروجود او سرمايه است،اما بايد بجا مصرف شود وزکات جمال زن ،حفظ او وعفاف است.
جواز کشف حجاب در مقابل محارم از جمله شوهر ،اين غريزه را جهت مي دهد که خود آرائي زن مختص به شوهرباشد ومنع آن در برابر نا محرم ،اين غريزه را کنترل مي کند.
وقتي زن در جهت کنترل اين خواهش ،اقدام کرد آمادگي غلبه بر سايرخواهشها را بدست آورده ودرجهت رشد وتعالي خود حرکت مي کند وانساني مهذب مي شود که مي تواند جامعه خود را نيز بسازد.
بدون هيچ ترديدي ،اندام زن اگر آراسته گردد،هوس بازان را به هيجان مي آورد ونسبت به زن تعرض مي کنند.
در سايه رعايت عفاف ،زن با شهامت هر چه تمامتربه وظيفه خود در اجتماع مشغول شده وخطري نيز متوجه او نمي شود.
از طرف ديگر انسان هم درمبارزه با نفس اغواگر پيروزي را کسب مي کند.
فصل پنجم:راههاي مبارزه با بد حجابي وبي حجابي
استعمارگران فرهنگ ستيز،درجوامع اسلامي براي زدودن ارزشهاي اسلامي تلاشي شگرف بکار گرفته اند تا در بينش افراد،دگرانديشي ايجاد کنند.
آنان به زنان القا مي کنند که ،شخصيت وارزش زن درعرضه وجودوزيبايي هاي به نمايش گذاشته اوست.
از طرفي بعضي از زنان ودختران که دچار کمبودهاي شخصيتي هستند ،خود آرايي را نوعي ايجاد شخصيت پنداري تلقي کرده وبا جلب نظرها عقده حقارت خود را جبران مي کنند.
در حاليکه عصمت وعفت زن حق خداست ،زن نمي تواند بگويد حجاب مربوط به خودم است ومي خواهم از آن صرف نظرکنم .علامه سيد شرف الدين عاملي مي فرمايد: آنچه را که دشمن انجام داده بايد ويران کرد وآنچه را انجام ميدهد بايد سدکرد وآبي را که بر جوي روان است بايد باز گرداند.
بنابراين از طرق زيربايد با پديده بدحجابي و بي حجابي مبارزه کرد:
₪1.تقويت ايمان واعتقاد
درزن بايد باور استوار ،ايمان عميق ايجاد شود ،زني که دل به حق داده وانديشه به خدا سپرده وفرجام زندگي دنيوي اش را پذيرفته چطور حاضر مي شود خود آرايي وخود نمايي کند وخود را در معرض ديدهاي آلوده قرار دهد وزمينه هاي تلذذ ديگران ومآلاً فساد آفريني را بوجود آورد؟!
اين جمله بلند حضرت علي عليه السلام که فرموده «المرء بايمانه والمومن بعمله » ،نشانگر آن است که باورها وايمانهاي راسخ ،عالي ترين نقش را در کيفيت زندگاني انساني ،ايفا مي کنند.
₪2.احياء فرهنگ اصيل اسلامي
احياء ارزشهاي اصيل اسلامي وفرا خواني زن مسلمان به تعقل ودريافتن ارزشها وآفريدن روح تعبد وتعهد نسبت به اينها نقش مهمي در اين زمينه خواهد داشت وزن مومن بايد به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان مي نگرد ،باور داشته باشد وبداند که عظمت وشخصيت او درگرو روح بلند ،انديشه والا ،قلب پاک ،وجان پيراسته از آلودگي است که او را به روشي انساني ومنشي اسلامي فرا خواهد خواند وبداند تن آرايه بسته وظاهر فريبنده هرگز نمايشگر شخصيت او نيست.
اين کلام بيدار گر حضرت مسيح را توجه کنيم ،که فرمود:
«بحق اقول لکم : ماذا يغني عن الجسد اذا کان ظاهر ه صحيحاًوباطنه فاسدا وما تغني عنکم اجسادکم اذا اعجبتکم وقد فسدت قلوبکم ،وما يغني عنکم ان تنقوا جلودکم وقلوبکم دنسة»
«به حق براي شما مي گويم : تن چه سودي دهد ،در صورتيکه ظاهرش درست باشد ودرونش تباه ،بدنهاي شما،چه سودتان دهد که خوشتان دارد ودلهايتان تباه باشد وسودي نبريد که پوست خود را پاک نگاه داريدودل هاي شما چرکين باشدوآلوده باشد.»
₪3.شناساندن الگوهای والا
امروز يکي از تأسفهاي جدي اين است که زن مسلمان آن چنان که بايد وشايد با چهره هاي بلند تاريخ اسلام آشنا نيست،زندگاني حضرت زهرا(س) وفرزند برومندش ،پيام آور عاشورا حضرت زينب(س) بايد براي زن مؤمنه نشان داده شودتا بنگرد با حفظ هويت وشخصيت ووقار مي تواند درجامعه حضور پيدا کند وايفاي نقش کند.
کلامي ازامام صادق عليه السلام تأمل بر انگيز وقابل توجه است:
«الهموهن حب علي عليه السلام وذروهن بلها »
«به زنان دوستي آل علي عليه السلام را الهام کنيد وبه همين مسائل اندک رهايشان کنيد .»
زن اگر حب علي را فراگرفت واو را راهبر شناخت وخاندان او را به عنوان الگو پذيرفت وبر راهي رفت که اهل بيت عليه السلام رفته اند وآنان را سر مشق قرار داد،رويين تن مي شود وحضورش درجامعه دلهره آفرين نخواهد بود.
استادراهنما :خانم تهرانيان
تهيه وتنظيم:مريم بني حسن
مدرسه علميه نرجس (س)- مشهد
پي نوشت ها :
1-سوره رعد ،آيه 6
2-اطلاعات شماره 100
فهرست منابع ومآخذ
1.محمدي اشتهاردي ؛محمد؛حجاب بيانگرشخصيت ،چاپ اول نشر معاونت مبارزه با مفاسداجتماعي ناجا، 160صفحه
2.رزاقي،احمد،عوامل فساد وبد حجابي وشيوه هاي مقابله با آن ،چاپ چهارم ،نشر سازمان تبليغات اسلامي ،1371ش،224صفحه
3.شجاعي ،محمد درّوصدف،چاپ سوم ،نشرــ 1378ش،197صفحه
4.مطهر ي،مرتضي ،مسئله حجاب ،نشر صدرا ،264صفحه
5.قرائتي ،محسن ،پوشش زن دراسلام ،چاپ نهم ،نشر ناصر ،1370ش118صفحه