تبليغاتX
bebegol
private
 
  مریم پالیزبان    
مریم پالیزبان   
متولد تهران 1361   
ساکن برلین آلمان   
دانش آموخته ی رشته ی هنرهای نمایشی از دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران   
Freieسرگرم تز- نویسی  دکترا در زمینه ی مطالعات تئاتری در دانشگاه   
آغاز کار بازیگری ،کارگردانی، نویسندگی و نیز آواز از سال 1999   
نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن در " نفس عمیق" در 21 امین جشنواره ی بین المللی فجر   
عنوان بهترین بازیگر زن از سوی آکادمی نقد فیلم   
جوایز گوناگون در تئاترهای تجربی و عروسکی به عنوان بهترین نویسنده و کارگردان   
خواننده ی "بزرگداشت قمر " در گروه موسیقی سنتی در سال 2002 در جشنواره موسیقی فجر   
عضو هیات داوران 22 امین جشنواره ی فیلم فجر در سال 2004   
عضو گروه موسیقی "نهفت" برنده ی جایزه ی اول جشنواره ی موسیقی جوان   
ویرایش دو مجموعه شعر و داستان معاصر – نشر مهریز 1382   
چاپ شعر در مجله ی هفت و سایت های اینترنتی   
  
Modern Painting

تمام بادکنک هایی که از سر من جدا می شوند   
تا رسیدن به سقف   
فشار درون خود را تحمل خواهند کرد   
شب های مرطوب من   
به تمام بالشت هایم   
سنجاق شده   
با این حال   
صبح   
باز هم چای داغ   
حنجره ام را خواهد شست   
و التهاب کج و کوله ی گلوی من   
برای گریه نکردن   
تمام سعی خود را خواهد کرد   
و فردا   
با انفجاری کوچک شاید   
از خواب   
بیدار خواهی شد   
و زنگ ساعتی را   
که سال هاست به خواب رفته   
با خمیازه ای   
خفه خواهی کرد   

*   *   *                                 
ساده نوشتن   
دست هایی سفید و چاق می خواهند   
و دست های سفید و چاق   
پیراهن   
یا حداقل دستکشی   
بدون پارگی   
بدون زخم   
و دیوانگی رمز چمدانی ست   
که پشت دختر بچه را خم می کند   
و تو دست ات را بلند می کنی   
محکم پشت من می کوبی   
:و با محبت می گویی   
" قوز نکن "   
و جای دست ات همیشه   
.بر پشت ام می ماند   
+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط reza  | 

حسن کچل (1349)
اولین فیلم موزیکال تمام رنگی در سینمای ایران بود که در زمان خود با اکران طولانی و استقبال پرشور روبرو شد و کارگردان جوان(26 ساله) را به شهرت رساند. یکی از منتقدین قدیمی که خود یکی دو فیلم نیز کارگردانی کرده، میگفت که علی حاتمی، اولین فیلم موزیکال ایرانی به معنی واقعی را ساخته، بدون اینکه از نمونه های خارجی –که در سینماهای تهران آنروز فراوان اکران میشدند- تاثیر گرفته باشد. به نظر میرسد که عنصر موسیقی و عنصر صحنه آرایی (دکور) در این فیلم بیشتر مورد توجه بوده تا زیباشناسی تصویری و مونتاژهای مختلف، موسیقی سراسر جاری در فیلم حسن کچل با این که عمدتا از نوع تصنیف و ضربی است، به هیچ عنوان نقش مرسوم و شناخته شده "موسیقی فیلم" را ندارد. فیلم، منظومه ای است از سلیقه های شخصی علی حاتمی در انتخاب تصاویر، قالب بندی ها، دکور و یا دیالوگ هایی که با مهارت هرچه تمامتر آنها را نوشته است. فیلم، سراسر روی دیالوگ هایی می چرخد که همه ضربی و آهنگین هستند؛ و داشتن آنها مهارت و ذوق بسیاری می خواهد. از معاصرین کسی را نمیشناسیم که چنین توانایی و استعدادی داشته باشد. لازمه اینکار، آشنایی عمیق با سنت ضربی خوانی و فرهنگ سنتی ایرانی است که علی حاتمی در آن استاد مسلم بود.

"حسن کچل" ضربی بیشتر بدون ملودی هستند و تاکید آنها روی ریتم است. اجرای دشوار و روان و زیبای آنها را با تنبک استاد زنده یاد امیر بیداریان (1311-1374) میشنویم. گروه باله پارس به سرپرستی استاد عبدالله ناظمی نیز در طراحی رقصهای آن مشارکت داشته است. خوانندگان آن نیز عهدیه بدیعی، کورس سرهنگ زاده و مهتاب (؟) بودند. صدای عهدیه را با چهره کتایون (چهل گیس) میشنویم. چهار آهنگساز معروف آن زمان نیز با علی حاتمی در این فیلم مشارکت کرده اند: اسفندیار منفردزاده، واروژان هاخباندیان و بابک افشار ؛ اما چنان که گفته شد، فیلم "حسن کچل" اساسا "موسیقی متن" به معنای شناخته شده آن ندارد. با این حال تصنیفهای کوتاه و بلند و ضربی آن از یاد نرفتنی است. نظیر این تجربه موزیکال را در "بابا شمل" نیز میشنویم اما نه به قدرت "حسن کچل".

Ali Hatami
سوته دلان
سوته دلان (1356)
فیلمی متفاوت از تمام فیلمهای علی حاتمی و به عقیده نویسنده زیباترین و برازنده ترین فیلم اوست. داستان در فضای تهران جنگ جهانی دوم(1320-1325) و بعد از آن میگذرد. توانایی حاتمی در بازسازی فضاهای تهران آن روزگار، بی بدیل است و شاید آنرا بتوان با "سرب" (به کارگردانی مسعود کیمیایی و طراحی ایرج رامین فر-1367) مقایسه کرد.

این فیلم نیز دارای "موسیقی متن" نیست و در عروض سراسر، انباشته از تکه های کوتاه و بلندی است که سلیقه و زیبایی شناسی خاص حاتمی در صحنه های آن گنجانده است. میدانیم که در فیلمها حاتمی با همه بار نوستالوژیک و علاقه های تاریخ گرایانه نباید به دنبال مستند سازی و بازسازی مطابق با واقعیت گشت. خود او نیز عمدتا" چنین روشی را انتخاب کرده بود و بیشتر دغدغه روایت گری خود را داشت، نه رعایت وسواس های تاریخ نگارانه و یا مستند سازی. "سوته دلان" در فضای تهران شصت سال پیش میگذرد، در حالی که با موسیقی محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان انباشته شده است.

موسیقی ای که در آن زمان (1325-1320) مشابهی نداشت و عمیقا متعلق به زمان خود (1356-1350) بود؛ روایت موسیقایی از نوستالوژی هنری عصر قاجار. با این حال، تکه های انتخابی علی حاتمی روی صحنه ها، خوش نشسته و البته بیشتر شعر و کلام آن قطعات است که حمایت کننده قصه ها و غصه های پرسوناژهای فیلم (وثوقی و آغداشلو) است، نه موسیقی آن. حتی تصنیفی که مجید سه کله (بهروز وثوقی) نسخه کاغذی آن را در دست گرفته و با صدای بلند درکوچه میخواند، متعلق به سالهای دهه 1330 است. بعضی تکه های کوتاه و برشهای سریع و موثر را نیز نمیتوان از یاد برد. از جمله نوای پیانو پیانوی مشیرهمایون شهردار، هنگام برنامه رادیویی ورزش صبحگاهی، که فضای غبار و خراب زندگی مجید را نمایان میکند و اندوه عمیق آن محیط را پررنگ تر نشان دهد.

در تیتراژ فیلم، از گروه موسیقی ملی رادیو و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی تشکر شده است. کار ارکستری مشکاتیان و لطفی با صدای پریسا، روی صحنه های فیلم خوش نشسته و موسیقی و تصویر، هماهنگ عمل میکند.

Ali Hatami
نمایی از پشت صحنه "دلشدگان"
دلشدگان (1371)
"دلشدگان" تنها فیلم علی حاتمی است که "موسیقی متن" به معنی واقعی و استاندارد را دارد و مدیون حضور یک آهنگساز با استعداد است که فهم کاملی از فیلم و موسیقی فیلم دارد؛ حسین علیزاده، نوازنده تار و سه تار و آشنا به سنت موسیقایی قاجار، در این فیلم ممارست ها و توانایی های خود را نشان داده است. در صحنه هایی، برشهایی کوتاه از تارنوازی به شیوه قاجار میشنویم و در بعضی برشها، لحن و روش علیزاده را، هم در نوازندگی و هم در ارکستر نویسی. تعدادی از شاگردان قدیمی او به عنوان نوازنده و سیاهی لشگر با لباس مخصوص آن دوران در فیلم حاضر شدند؛ از جمله جهانشاه صارمی که از شاگردان قدیم علیزاده و لطفی است و اکنون سرپرست گروه "نهفت" است.

تا از یاد نرفتند باید یاد کنم از علی حاتمی، که به واسطه یک دوست- فهید نبوی- مجموعه کامل صفحات موسیقی دوره قاجاریه خود را روی پنج حلقه نوار کاست برایم ضبط کرد و در اینکار بی بخل و گشاده دست بود. هیچوقت لطف او را فراموش نخواهم کرد؛ زیرا آن صفحات بعد ها بسیار به کار آمدند. در آن زمان، یعنی سیزده سال پیش، شنیدن صفحات عصر قاجار و مقایسه با موسیقی "دلشدگان" که با کلام شیرین یاد فریدون مشیری و صدای پخته محمدرضا شجریان همراه بود، باعث تعجب و حتی دلزدگی شد.



audio file قسمتی از موسیقی فیلم "دلشدگان"

نویسنده انتظار بازسازی فضا و تاریخ و موسیقی و وقایع تاریخ موسیقی عصر قاجار را داشت ولی اصلا هیچ چیز مطابق اصل، بازسازی نشده بود! لباسها، دکورها، قیافه ها و حتی موسیقی ها خیلی شیک تر و نو نوارتر از آنی بود که در عکسها دیده و در صفحه های گرامافون شنیده ایم. در آن زمان نویسنده فکر میکرد که یک سوژه عالی، یعنی وقایع ضبط صفحه گرامافون در سالهای 1293-1298 شمسی، به نفع یک روایتگری فانتزی و شخصی "حرام" شده است. دو نکته نیز شایسته تامل است؛ اول، آوازی که محمدرضا شجریان به تنهایی در فیلم میخواند و انصاف را که از بهترین خوانده های اوست (گویا صبح روزی در کوهستان با هوای بارانی، به کمک یک ضبط صوت دستی آنرا ضبط کرده است) دوم، موقعیت شناسی عالی علیزاده از لحظات مناسبی که تصویر با موسیقی جفت میشود و تاثیر میگذارد.

Ali Hatami
علی حاتمی در کلاس موسیقی
شجریان در آن فیلم، عمدا" از لب خوانی به شیوه فردین و ایرج خودداری کرد و علیزاده نیز محدوده کار را بر ساخت و ترانه و ضربی قرار نداد، بلکه موسیقی فیلم را به عنوان "هنر" در نظر گرفت و با هوشمندی نوشت و اجرا کرد.

طرح زیبای روی جلد نوار و پوستر فیلم نیز از یادنرفتنی است. زیرا با عناصر موسیقییایی انباشته شده است؛ از جمله یک گرامافون بوقی، نماد موسیقی عصر تجدید در ایران و نماد نوستالوژیک در فیلمهای ایرانی؛ این طرح را زنده یاد مرتضی ممیز کشیده و به فیلم دلشدگان تقدیم کرده بود.

... و ختم سخن
یاد می آورم از یک فیلم کوتاه تلویزیونی که به کوشش دوستم علیرضا مجمع درباره زنده نام، علی حاتمی ساخته شده بود و در ان از تکنوازی سنتور هنرمند ایرانی مقیم آمریکا، داریوش ثقفی استفاده شده بود. مجمع میگفت موسیقی ایرانی و ساز ایرانی روی فیلمهای هیچ کس به خوبی فیلمهای حاتمی "نمی نشیند"

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط reza  | 

 فانوس خيال؛ نگاهی به تاريخ سينمای ايران


حاجی آقا آكتور سينما

نمايی از فيلم حاجی آقا آكتور سينما ساخته آوانس اوگانيانس



"فانوس خيال" سرگذشت شگفت انگيز سينمای ايران و بيانگر شور شوق ايرانيانی است كه دست خالی و بدون ذره ای كمك دولتی، پايه اش را گذاشتند، و وضعی را به وجود آوردند كه توليد سالانه آن تا 90 فيلم سينمايی رسيد و به گفته ای 300 سالن سينما در شهر های كوجك و بزرگ ايران برای نمايش آنها ساخته شد.

"فانوس خيال" برنامه ای راديويی درباره بخش كمتر موردبحث قرارگرفته ای از تاريخ سينمای ايران است. سينماى ايران از بدو پيدايش تا دوران پيش از انقلاب ، همان بخشی كه عمده دوران آن با اصطلاح ابداعی "فيلمفارسى" دكتر هوشنگ كاووسی اغلب مورد تكفير و طعنه قرار گرفته و به آن حمله شده است. غافل از آنكه اين استقبال و حمايت عملی مخاطبين وقت آن بوده كه چنان بساطی را باعث می شده است ، "آينه چون نقش تو بنمود راست ، خود شكن آينه شكستن خطاست". سينمايی كه بهرحال جزئی از فولكلور ايرانی محسوب و ابزار شاخصی برای مردم شناسی دوره ای از ادوار تاريخی اين مرز و بوم بشمار می رود.

مطلب حاضر از سايت BBC فارسی دريافت و بعنوان "قند مكرر" و جهت زينت اين وبلاگ به چنين مضمون بسيار مهم و با ارزشی در اينجا آورده می شود. برای دريافت اصل مطلب به اين پيوند نيز می توانيد مراجعه كنيد.

در اين مجموعه بسياری از دست اندركاران سينما يا مسئولان دولتی و يا شاهدان عينی، سرگذشت سينمای ايران و آنچه بر آن گذشت، از پيدايش آن تا انقلاب ايران را تعريف می كنند.


محمد علی جمالزاده 101 ساله از پانزده سالگيش می گويد و از اولين فيلمی كه در اولين سينمای تهران ديده است.

خانباباخان معتضدی از فيلمی می گويد كه از تاجگذاری رضا شاه تهيه كرد.

محمدعلی قطبی بازيگر فيلم آبی و رابی مشكلات توليد اين نخستين فيلم سينمايی ايران را تعريف می كند.

فخرالزمان جبار وزيری از انتخاب شدنش برای بازی در فيلم شيرين و فرهاد و از همسفری اش با عبدالحسين سپنتا به هند برای تهيه آن و فيلمهای بعد می گويد.

دكتر اسماعيل كوشان پايه گذارصنعت سينمای ايران، نخستين تلاش و نخستين ناكامی هايش را به ياد می آورد.

دختر لُر

"دختر لر" ساخته اردشير ايرانی و عبدالحسين سپنتا ؛ نخستين فيلم ناطق ايرانی

احمد فاروقی قاجار نوه احمد شاه از فيلمهايی می گويد كه مظفرالدين شاه كارگردانی كرده و ابوالقاسم رضايی پسر ميرزا ابراهيم خان صحاف باشی از نخستين سالن سينمايی می گويد كه پدرش ساخت.

مجموعه "فانوس خيال" با چنين روش تهيه شده است و هر كس هر چه می گويد از تجربيات شخصی خودش و يا در ارتباط مستقيم با خودش می گويد و سينمای ايران، و مسائل و مشكلات آن با چنين روشی بررسی و بيان می شود.

در آن مجموعه علاوه بر فيلم ها سينمايی به فيلم های كوتاه و مستند، و فيلم های انيميشن پرداخته می شود و از شركت آنها در جشنواره های جهانی سخن می رود.

داستان حيرت انگيز دوبله فيلم های خارجی به زبان فارسی را از زبان پيشگامان آن، و از زبان دوبلورهای مشهوری مثل حميد قنبری و محمد علی زندی می شنويد.

كسانی مانند صادق چوبك، بهرام بيضايی، آربی اوانسيان و منوچهر كيمرام از فيلمنامه نويسی برای فيلم های ايرانی و پسند نازل تهيه كنندگان "فيلمفارسی" سخن می گويند.

ماجرای پايان ناپذير سانسور فيلم ها و يا اعمال نفوذهای مقامات دولتی و صاحبان قدرت در كار تهيه و نمايش فيلم ها، از زبان كسانی همچون فرخ غفاری، داريوش مهرجويی، پرويز صياد و بهروز وثوقی بيان خواهد شد.


اشخاصی مثل داريوش همايون، عبدالمجيد مجيدی، فريدون هويدا و هوشنگ كاووسی به موضوعاتی از قبيل هويت سينمای قبل از انقلاب و تاثير آن بر جامعه، رقابت نا محدود فيلمهای خارجی، تلاش برای جهانی كردن سينمای ايران و ناكامی دولت در تهيه فيلم های مشترك خواهند پرداخت و صداهای اصلی بسياری از فيلم های آن زمان را بعنوان شاهدی بر همه اين گفته ها اظهار نظرها می شنويد.

"خانباباخان معتضدی" و "دكتر اسماعيل كوشان" دو نفر از صاحبنظران اين مجموعه قبل از توليد آن، در گذشته كه از صداهای آرشيوی آنها استفاده شد و هفت نفر هم از صاحبنظرانی كه اختصاصا برای فانوس خيال سخن گفتند متاسفانه ديگر در بين ما نيستند.

محمدعلی جمالزاده، نويسنده، صادق چوبك نويسنده، محمد علی قطبی ( با نام مستعار هنر دوست پير) بازيگر فيلم آبی درابی نخستين فيلم ايرانی، ابولقاسم رضايی (فيلمساز)، احمد فاروقی قاجار،( فيلمساز)، محمد علی زرندی، (بازيگر و دوبلور) و منوچهر كيمرام (فيلمنامه نويس).

مجموعه فانوس خيال را شاهرخ گلستان تهيه كرده است. اين برنامه كه نخستين بار در دوم مهر ماه 1372 از راديوی بخش فارسی بی بی سی پخش شد، شامل شانزده برنامه ﴿برنامه هاى راديويى "فانوس خيال"﴾ به ترتيب زير است:


+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط reza  | 

 فيلم های تاريخ سينمای ايران



۲ -  انتقام برادر ﴿روح و جسم﴾

كارگردان : ابراهيم مرادی

۱۳۱۰


فيلمنامه نويس : ابراهيم مرادی

فيلمبردار : ابراهيم مرادی

تدوينگر : ابراهيم مرادی

تهيه كننده : ابراهيم مرادی ، رضا شهابی

محصول استوديو جهان نما ﴿صامت﴾

مدت زمان نمايش : ۴۵ دقيقه


بازيگران : عبدالحسين لجستی ، رضا شهابی ، احمد مرادی ، كاظم پورحسين ، ليدا ماطاوسيان ، علی فصيحی ، ژاسمين ژوزف ، ابراهيم مرادی.

خلاصه داستان :

دو برادر به يك دختر دل می بندند. برادر بزرگتر، ديگری را كه مهران ﴿ابراهيم مرادى﴾ نام دارد و دختر به او علاقمند است از سر راه خود برمی دارد. از اين پس مهران نماد روح می شود و برادر ديگر رمزی از جسم ، و دختر سرگشته ميان روح و جسم، تن به جسم می سپرد . برادری كه مرتكب قتل شده با دختر ازدواج می كند و مهران با كسب اطلاعاتی از مرتاض ها و جوكی ها به قوه سحر و جادو همه را عليه آنها می شوراند و راه را بر برادر می بندد و خود را ابزار انتقام معرفی می نمايد و مدعی می شود كه آمده است تا او و همسر و مباشرش را كه قبل از آن صندوقدار مهران بوده هلاك كند. مهران برادر را قبل از رسيدن به آرزوهايش به قتل می رساند. او كه نمی تواند پليدی ها را تحمل كند، پس از اينكه دختر و پسر جوانی را به هم می رساند، به آسمان پرواز می كند .


Friday, March 25, 2005




 بهاريه ای از  نورالدين زرين كلك




[نقل از سايت خانه هنرمندان ايران]


نوروز شايد دويدن در كوچه های خاكی شهر باشد
پيشاپيش بادبادكی كه پرواز نمی كند
و دلهره یُ گم شدن عيدانه ها
در جيب های كم عمق كت و شلوارهای آهار دار نو


نوروز
شايد جست و خيزی شادمانه باشد
در بستر علف های تازه رو
در همهمه ی آش رشته
و هياهوی كاهو سكنجبين
در روز دردانه« سيزده بدر»


نوروز
شايد دست هايی باشد
چفت شده در هم
و پچ پچ رازهای ناگفته
در كوچه های خلوت پيچاپيچ


نوروز
شايد سفری دو نفره باشد
پر از دلهره ی قهر
و اشتياق آشتی
و چيدن چاغاله های نارس بادام
از باغ های غريبه ی ممنوع


نوروز
شايد گرمای ران های نرم كودكی باشد
سوار قلمدوش
و حس خيسی مشكوكی
پشت گردن!


نوروز
شايد ديدار عروس های جوان باشد
يا داماد های مغرور تازه
و گذاشتن اسكناس های نو
در جيب كاپشن های « مغز بادام»
كه از آغوش می گريزند
تا به« تماشای برنامه ی كودك» برسند

نوروز
شايد همه چيز باشد
از شيرينی گس كودكی
تا تلخی موقر موهای نقره ای
نوروز شايد رويای مكرری باشد در خواب؛
« خواب زندگی»

نوروز 1384



Sunday, March 20, 2005


سرسبزترين بهار تقديم تو باد

نوروزت پيروز


 


Thursday, March 17, 2005

 نخستين فيلم سينمای ايران



۱ -  آبی  و رابی


كارگردان : آوانس اوگانيانس


۱۳۰۹


فيلمنامه نويس : آوانس اوگانيانس

فيلمبردار : خانباباخان معتضدی

تدوينگر : آوانس اوگانيانس

تهيه كننده : گريشا ساكوارليدزه

محصول سينما ماياك ﴿صامت﴾

مدت زمان نمايش : ۶۰ دقيقه


بازيگران : محمد ضرابی - غلامعلی سهرابی - احمد دهقان - امير ارجمند - محمدعلی قطبی - ابوالقاسم  آشتی - مادام سيرانوش - آوانس اوگانيانس - عباس طاهباز - حسين نوری - منوچهر هوشی - اسماعيل نجات .


خلاصه داستان :


فيلم قسمت های پراكنده ای داشت : آبی ﴿محمد ضرابى﴾ با لوله پلاستيكی مقدار زيادی آب می نوشد اما شكم رابی ﴿غلامعلى سهرابى﴾ بالا می آيد. آبی قصد خوابيدن دارد و بر اثر گرما سرش را روی بالش جابجا می كند ، بالش پاره می شود و پرهای سفيد آن در فضای اتاق معلق می شوند. در همين هنگام رابی وارد می شود و به تصور آنكه برف می آيد چترش را باز می كند و بالای سر می گيرد. رابی زير بوم غلتانی می رود و دراز می شود ، آبی با پتكی بر سرش می كوبد و او دوباره كوتاه و پهن می شود. آبی و رابی با واگن اسبی به طرف شاه عبدالعظيم می روند ، از چراغ برق و گارماشين می گذرند، در مقصد بزرگترها سفره نهار می چينند و بچه ها كنار حوض به جست و خيز مشغول می شوند. يكی داخل حوض می افتد و از بينی ديگری خون می آيد. پزشك سر می رسد تا به وضع مجروح رسيدگی كند. در رستوران لقانطه آبی و رابی مرغ سفارش می دهند، وقتی پيشخدمت بشقاب غذا را می آورد و آن دو با چنگال شروع به خوردن غذا می كنند ، مرغ از توی بشقاب به پرواز درمى آيد.


Tuesday, March 15, 2005


 فيلم های تاريخ سينمای ايران


قصد دارم تا آنجا كه ممكن باشد مشخصات و داستان فيلم هاى سينمای ايران از آغاز تا آنجا كه مقدور شود را جمع آوری و در ابتدا از طريق همين وبلاگ در اختيار علاقمندان قرار دهم. تا كجا موفق شوم نمی دانم ، ولی از تو خواننده عزيز تقاضا دارم تا اگر مقدورت بود هر اطلاع ، لينك ، تصوير يا مطلبی را كه می توانی از طريق آدرس پست الكترونيكی : n_khonsari@yahoo.com  برايم ارسال كنی. ماخذ من فعلا بخشی از روزنامه ها و مجلات و نشريات قديمی و جديد موجود خودم و كتابخانه ها و از همه مهمتر اينترنت و احتمالا" ذخاير شماست. با نام و اميد به حق اولين فيلم يعنى "آبى و رابى" را تقديم می كنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط reza  | 

 
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران